2777
2789
عنوان

ازدواج

| مشاهده متن کامل بحث + 371 بازدید | 36 پست
منم همینطور هر روز خونمون دعواست سر اختلاف نظرای این ۲ تا

بچه که بودم آرزوم بود طلاق بگیرن الآنم اصلا دلم براشون نمیسوزه میگم خودشون خواستن اینجور زندگی کنن نام بد بخت کردن

خب چرا فقط گوشت و مرغ و میوه نخوریم؟؟!!روسری و مانتو و شالم خیلی گرونه!!...😏😏😏

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بچه که بودم آرزوم بود طلاق بگیرن الآنم اصلا دلم براشون نمیسوزه میگم خودشون خواستن اینجور زندگی کنن ن ...

اره دیگه با هم اختلافات شدیدی دارن ، طلاقم نمیگیرن 

این وسط بچه ها رو به دردسر و بدبختی میندازن

 ببین اگه دوس داری توضیح بده اگه دوس داری

اونموقع ۱۸ سالم بود تازه وارد دانشگاه شده بودم تو گپ دانشجویی مهندسا بودم دیدم به دخترا محل نمیده کرمم گرفت و رفتم مخشو زدم بعدش یه دو هفته ای حرف میزدیم  هی تهدیدش میکردم که میرم و بنده خدا هی دلش میلرزید

گفته بود من صلاح نمیدونم دوستیمون ادامه پیدا کنه اگه میخای فوقش تا سر ماه بهت وقت میدم دوس بمونیم


پولش خونش کارش همه چیش جور بود شماره ی مامانش همکاراش همه رو داشتم گفت مامانم خیلی دوس داره باهات حرف بزنه و منم خب میترسیدم میگفتم واسه ازدواج و صحبت و این حرفا زوده

واقعا پسر کاری ای بود چند جا کار میکرد حتی شات حسابشم فرستاد گفت همه چیم جوره 




علت جداییمم این بود : مامانم تهدیدم کرده بود اگه بفهمه با کسی دوستم نمیذاره دانشگاه برم و منم تحصیلم برام خیلی مهم بود از یه طرف دیگه میدید گوشی دستمه جییییییغ میکشید میدویید سمتم گوشیمو از دستم میگرفت منم خیلی از مامانم میترسیدم  همیشه میگفتم اگه مامانم بفهمه میکشتم  و واقعا تحت تنش زیادی بودم


اخر سرم از اینستا و تلگرام بدون اینکه بهش بگم دیلیت زدم یه عکس پروفی گذاشته بود راجب ادم نامرد بود یا نمک نشناس دقیقا یادم نیست گذاشته بود هنوزم که هنوزه پروفشه

تحقیق کردم الان داره دکتری شو میخونه


هر دختری میومد پیش اصلا جواب نمیداد فقط اونایی که اشنا بودن رو ازم اجازه میگرفت که جوابشونو بده یا نه

 همکاراییش که خانم بودن مجبور بود باهاشون حرف بزنه شاتشو برام میفرستاد بدون اینکه شماره یا ایدیاشونو خط بزنه



lopnhs دوستیم رفتی دیگ اکانتتو ندارم🥲

اونموقع ۱۸ سالم بود تازه وارد دانشگاه شده بودم تو گپ دانشجویی مهندسا بودم دیدم به دخترا محل نمیده کر ...

عزیزم بعضی موقع ها بعضی از چیزا دست خوده آدم نیست نباید ناراحت شی چون قسمتت نبوده ایشالله بهترش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز