2777
2789
عنوان

هلیا

| مشاهده متن کامل بحث + 426 بازدید | 29 پست

نظرم اینه که نمیتونیم هرکار دلمون خواست بکنیم و بگیم تقصیر خانواده و جامعه بود ما نسب به اعمالمون مسئولیم گرچه تاثیر بقیه موارد هم نمیشه انکار کرد

❤️❤️❤️❤️عضو گروه قرمز ❤️❤️بانام و یادخدا شروع میکنم  وزن اولیه ۹۸ ❤️❤️❤️وزن هدف ۷۰ ❤️❤️❤️من حتما از پسش برمیام با کمک خدا و دوستای گلم 🤩🤩🤩

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

راجبش پست نذار شر میشه

مَرا هزار امید هست و هیچکدومِش ديگه تو نیستی😎                                                                                   دید هرکسی به دنیا متفاوته و همین تفاوت دیدگاه ها زندگی و صحبت ها رو جذاب میکنه، پس نگاه هیچکس به زندگی غلط نیست، چون ما هنوز از خیلی اتفاقایی که تو این دنیا رخ میده خبر نداریم😉😊
هلیا اگه میدونست اینجور براش داستان درست میشه با اون قمه اول شاهرگ خودشو میزد

نه اتفاقا میزد طرفو میکشت بیشتر تو چشم بیاد فاز و خفن تر کنه 

استوری گذاشته بود به من نگید بچه بچه نیستم !!!

نه اتفاقا میزد طرفو میکشت بیشتر تو چشم بیاد فاز و خفن تر کنه  استوری گذاشته بود به من نگید بچه ...


اون پیج خودش نیست،فیکه

دیدم شبه دیدم تاره قصه داس و گندمزاره اما باز دلم امید داره به صبح به آفتاب
میشه جریانشو بگین


چند روز پیش تو اصفهان چند تا دختر نوجوون دهه هشتادی با هم درگیر میشن،موضوع درگیری هم ظاهرا سر یه پسر بوده،دخترا با هم گروهی دعوا میکنن و چند تا پسر دارن فیلم میگیرن وتو آتیش دعوا هیزم میریزن با حرفاشون،دخترا هم هر حرف بالای 18 هست بهم میگن تا این که مونا به هلیا میگه بیا تک به تک دعوا که متوجه میشه تو شلوارش یه چیزی داره ازش میپرسه چاقو داری؟هلیا هم قمه رو میکشه بیرون و میگه اره دارم،مشکلیه؟

دیدم شبه دیدم تاره قصه داس و گندمزاره اما باز دلم امید داره به صبح به آفتاب

بچه طلاق بوده .موقعی که تو پاسگاه بوده بازهم پدرومادرش داشتند وعوا میکردند .دوست پسرش با یکی از دوستاش دوست شده بوده ومیاد محل قرار .اونا اول بهش حمله میکنند.

وخدا نابترین لیلی دنیای من است .
بچه طلاق بوده .موقعی که تو پاسگاه بوده بازهم پدرومادرش داشتند وعوا میکردند .دوست پسرش با یکی از دوست ...


الان همون شب تو اینستا بحث شده بود که این قدر این فیلم رو پست و استوری گذاشتید که اومدن گرفتنش و معلوم نیست چه بلایی سرش میاد،فوری پسرا جبهه میگرفتن که اگه یه پسر هم بود همین حرف رو میزدید یا میگفتید حقش بود؟

دیدم شبه دیدم تاره قصه داس و گندمزاره اما باز دلم امید داره به صبح به آفتاب
الان همون شب تو اینستا بحث شده بود که این قدر این فیلم رو پست و استوری گذاشتید که اومدن گرفتنش و معل ...

بهر حال از این اتفاقها زیاد میفته .ولی هیچ بچه ای بد وناامید دنیا نمیاد .این ما پدر ومادرها هستیم که مسئول تربیت بچه ها هستیم .خدا کمکون کنه

وخدا نابترین لیلی دنیای من است .

مث اینکه تو بچگی هلیا مامان باباش ازهم جدا میشن این با مادره زندگی میکرد

و هلیا انواع موادارو میکشه ولی ب هیچکدوم وابسته نبود و کلا رفتاراش عجیب بود شبی ک پلیس اومد بردتش مادره دادا میزد من همچین دختری ندارم پدره ک میاد اداره مامان باباعه هم باهم اونجا دعوا میگیرن و دنبال مقصرن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز