معروف سایت نشدیم ،یه مثلا خب بگیم هزارتا لایک بخوریم🤕😂
خدایا عاقبتمونو بخیر کن🥺🤲.....نظر بده نی نی سایتی عزیز ولی باشعورباش،هرحرفی که از دهنت بیرون بیاد نشونه ادب خانوادگیته...واگه بی ادبی کنی جوابتو نمیدم چون درشان خودم نمی بینم ،(مهربان باش شاید فردایی نباشد)
خوب من،هنر عشق در پیوند تفاوت هاست و معجزه اش نادیده گرفتن کمبودها... زندگی ست دیگر...همیشه که همه رنگهایش جور نیست،همه سازهایش کوک نیست، باید یادگرفت با هر سازش رقصید،حتی با ناکوک ترین ناکوکش...اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن! حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد،به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند؛به این سالها که به سرعت برق گذشتند،به جوانی که رفت، میانسالی که می رود،حواست باشد به کوتاهی زندگی ! زندگی به همین آسانی می گذرد...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
شازده کوچولو : فرق دوس داشتن و عاشق شدن چیه ؟ اگع یک گل رو دوس داشتع باشی اونو میچینی ولی اگع عاشقش باشی هر روز بهش آب میدی و مراقبشی :) وجود ط تنها دلیله امید به فرداس ♥️ به سلامتی پدری که ساقی نبود اما عرق میریخت ما میخوردیم ..!
خدایا عاقبتمونو بخیر کن🥺🤲.....نظر بده نی نی سایتی عزیز ولی باشعورباش،هرحرفی که از دهنت بیرون بیاد نشونه ادب خانوادگیته...واگه بی ادبی کنی جوابتو نمیدم چون درشان خودم نمی بینم ،(مهربان باش شاید فردایی نباشد)
قیمت آب معدنی تو سوپرمارکت چهارتومنه تو کافی شاپ ۸تومن همون آب توی فرودگاه ۲۰ تومن آب همون آبه فقط مکان و جاش عوض شده اگه دیدی جایی ارزشت و نادیده گرفتن جاتو عوض کن🤍🤍
هرکس رو دوستش دارن یه نقطه هم بذاره لایک میکنن.بعد ما لایک دوستا حرص میخوریم.
این نامه را به جوان و نوجوانی مینویسم که دوران ما را نزیسته است. عزیزم که این را میخوانی، نمیدانم روزی که این را ببینی چند سال از نوشتنش گذشته است. بیست سال؟ هفتاد سال؟ صد سال؟ اصلا این به دستت خواهد رسید؟ نمیدانم روزی که این را میخوانی زنده خواهم بود یا سالها از مرگم گذشته. نمیدانم چگونه خواهم مرد. با تیری در قلبم که سزای صدا داشتنم بود؟ موشکی روی سرم که لیاقتم نبود؟ گرسنگی، چون جیبم خالی بود؟ دلبندم! شاید برای تو که این را میخوانی، اتصال به شبکه ارتباطات جهانی امری بدیهی باشد. شاید تشکیل خانواده، استقلال مالی و گشتن دنیا آرزوی محال نباشد. شاید جواب فریاد اعتراضت گلوله و طناب نباشد. شاید اطرافت پر از شعارهای پوچ نباشد. شاید غم نان و غم جان نداشته باشی، از خدا گله نداشته باشی، حسرت خانه و وطن نداشته باشی؛ یعنی امیدوارم، برایت چنین آرزوهایی دارم. شاید تا نوبت به زندگی تو برسد، درد و رنج ما زیر آوار تاریخ دفن شده است. آخر میدانی، تاریخ فراموشکار است و حافظه ما انسانها ضعیف. تاریخ همانگونه که هولوکاستها و قساوتها و جنگها را دفن کرد، ما را نیز دفن خواهد کرد؛ اما تو که این را میخوانی بدان، ما روزهایی را پشت سر گذاشتیم که حتی با وجود حافظه انسانی ضعیفمان، هنوز هم جلوی چشمانمان است. نازنینم! ما را از پس غبار گذشته و کهنگی، به خاطر دردها و آرزوها و ناکامیهایمان بیرحمانه قضاوت نکن. ما تنهاترین مردمان زمان خودمان بودیم. ما نه تنها عمیقترین ترسهای جرج اورول را زندگی کردیم بلکه چیزهایی را در بیداری دیدیم که حتی آدمی چون او هم در تاریکترین کابوسهایش نمیدید...