2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

راستی شما مهاجرت کردین ؟

نه عزیزم قرار بود اخرتابستون بریم به خاطر بارداریم و اونجا کسیو ندارم قرار شد انشالله بعد عید بریم 

1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........‌ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته  
نه عزیزم قرار بود اخرتابستون بریم به خاطر بارداریم و اونجا کسیو ندارم قرار شد انشالله بعد عید بریم&n ...

انشالا عزیزم،کدوم شهر ترکیه میرین،من استانبولم اومدین به من بگو

 اي دير يافته با تو سخن مي گويم ،بسان ابر که با توفان،بسان علف که با صحرا،بسان باران که با دريا،بسان پرنده که با بهار،بسان درخت که با جنگل سخن مي گويد،زيرا که من ريشه هاي تو را دريافته ام،زيرا که صداي من،با صداي تو آشناست
انشالا عزیزم،کدوم شهر ترکیه میرین،من استانبولم اومدین به من بگو

ازمیر ... چه عالی حتما عزیزم 

1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........‌ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته  
ازمیر ... چه عالی حتما عزیزم 

کاش استانبول میومدین

 اي دير يافته با تو سخن مي گويم ،بسان ابر که با توفان،بسان علف که با صحرا،بسان باران که با دريا،بسان پرنده که با بهار،بسان درخت که با جنگل سخن مي گويد،زيرا که من ريشه هاي تو را دريافته ام،زيرا که صداي من،با صداي تو آشناست
کاش استانبول میومدین

محل کار همسرم تو ازمیر .‌نزدیک خودش برای بقیه خونه میگیرن که راحتر رفت و امد کنن

1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........‌ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   fwtimzare  |  17 ساعت پیش
توسط   حمیدم355h  |  16 ساعت پیش