حالم شدیدا خراب هست! نزدیک پریودمم نیست بگم این بغض خفه کننده و حس مریضی و کسلی و این ناامیدی شدید بخاطر پریودی هست!
شایدم دوباره پریودم بهم خورده، نمی دونم!
داغوونم، شدیدا داغوونم و اصلا نمی دونم تا چه حد با خبر افزایش فشار اجتماعی روی مجردها در ارتباط هست ولی استرس شدیدی از آینده گرفتم!
چند سال پیش همش یک تعداد می گفتن هر کسی ناراحته بره، مهاجرت چنان شدت گرفت که الان بحث کاهش جمعیت با افزایش مهاجرت ها هم مطرح شده، حالا چند وقت یه بار یکی پیدا میشه میگه فشار روی زندگی مجردها رو زیاد کنید تا مجبور بشن ازدواج کنن! نمی دونم عاقبت این به کجا می انجامه! اما آخه چرا؟ چرا کسی که کودکی و جوانی و نوجوانی پرتنشی در خانواده داشته و هنوز درمان نشده، مجبور بشه و تحت فشار قرار بگیره که ازدواج کنه؟
چرا کسی که ازدواج به قیمت تنش های شدید خانوادگی و مخالفت و ایستادگی دیگران مقابلش تموم میشه، برای خودش با ازدواج کردن دردسر بیش از پیش درست کنه؟
چرا کسی که در خودش توانایی تربیت فرزند نمی بینه، خانواده تشکیل بده؟
چرا؟
حالم خیلی بده...