یه گربه دارم تو حیاط که خیلی باهاش صمیمیم غذاش میدم
حامله بود الان زایمان کرده رفته بچه هاشو یه جای دگ گذاشته
تو میمیاشم شیر داره معلومه زنده هستن اما نمیارتشون که من ببینم
حس مادرشوهری رو دارم که از دیدن نوه هاش محرومه
ای عشق... از آتش اصل و نسب داری از تیره ی دودی از دودمان باد آب از تو طوفان شد خاک از تو خاکستر از بوی تو آتش در جان باد افتاد هر قصر بی شیرین چون بیستون ویران هر کوه بی فرهاد کاهی به دست باد هفتاد پشت ما از نسل غم بودند ارث پدر ما را اندوه مادرزاد از خاک ما در باد بوی تو می آید تنها تو میمانی ما میرویم از یاد💔
خدای بزرگ و قشنگم کاش میتونستم بابت شکرانه اش دستاتو ببوسم.خدا جونم مراقب دو پرنسسم و باباشون باش،که دنیامن.خدایِ بزرگ تر از چیزی که فکرشو میکردم،مراقب هدیه ای که بهم دادی هم باش که اونم شده دنیام.
ای عشق... از آتش اصل و نسب داری از تیره ی دودی از دودمان باد آب از تو طوفان شد خاک از تو خاکستر از بوی تو آتش در جان باد افتاد هر قصر بی شیرین چون بیستون ویران هر کوه بی فرهاد کاهی به دست باد هفتاد پشت ما از نسل غم بودند ارث پدر ما را اندوه مادرزاد از خاک ما در باد بوی تو می آید تنها تو میمانی ما میرویم از یاد💔