2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اره دیدم چندروز بعد زایمان تنهابودم یلحظه پلکام سنگین شدن اما کاملا هوشیار بود پیش دراتاق یه جسم کاملا سفید باموهای بلند سیاه و قیافه عجیب جیغ وحشتناکی کشید هنوز که هنوز یادمه و از دوباره زایمان کردن میترسم تو اتاق منوبچم تنهابودیم

اره دیدم چندروز بعد زایمان تنهابودم یلحظه پلکام سنگین شدن اما کاملا هوشیار بود پیش دراتاق یه جسم کام ...

بعد چی شد؟من ندیدم ولی نشسته بودم حس کردم یکی هلم داد سرگیجه و حالت تهوع گرفتم بعد اونروز همش مریض بودم

قدیما مادرا کم سن و سال بودن و تو دوران بارداری هم استراحت نداشتن،بنابراین  خیلی دیده میشد بعد زایمان خونریزی میکردن و بخاطر کمبود امکانات از دنیا می رفتن.و پدربزگها و‌مادر بزرگها می گفتن« آل »برد...مثل خاله ی ۱۵ساله ی شوهرم ،۴۰سال پیش تو روستا سر زایمان به قدری عذاب کشیده که بچه ش موند و خودش به رحمت خدا رفت..مادرشوهرم دقیقا همینو گفت..ولی خب دلیل پزشکی داشته.نوزاد وزنش بالا بوده و و وضعیتش طوری بود که باید سزارین میشده..

آل کجا بود...

قدیما مادرا کم سن و سال بودن و تو دوران بارداری هم استراحت نداشتن،بنابراین  خیلی دیده میشد بعد ...

من مجردم تجربه ندارم ولی فک میکنم بیشتر ناشی از نقاهت یا حالات روانی بعد از زایمان باشه، مامان خودمم همچین تجربه ای داشت دقیق یادم نیست بچه بودم که داداشم به دنیا اومد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108