2777
2789
عنوان

تاپیکم دیروز ترکید حرفام نصفه نیمه موند

| مشاهده متن کامل بحث + 2584 بازدید | 152 پست
مت بودم و دوتا دختر دایی هام که تقریبا همسن هم بودیم دختر دایی هام ک با هم میشن دخترعمو تقریبا چشم د ...

اسن دخار دایی بزرکه تقریبا تو هر جمعی جدیدن برمیگرشت میگفت بخشید بند لباس زیرم در اومد برم دستشوی درس کنم بیام و میرفت یساعت دیگه میومد

اسن دخار دایی بزرکه تقریبا تو هر جمعی جدیدن برمیگرشت میگفت بخشید بند لباس زیرم در اومد برم دستشوی در ...

خب بچکون لامصبو

یه دختر شیطون که حتی شوهر  ام نداره چه برسه به ی پسر کوچولو  😂برق گرفته شده نه ببخشید برگرفته شده از کاربر @miinnaaa        از شنبه میخوام رژیم بگیرم شنبه ۲۵ دی ۱۴۰۰ از وزن ۵۵ کیلو به ۴۷ برسم من با اراده ام چون دوبار ۶ کیلو کم کردم 😌  بازم میتونم !و بلخره ترقوه درمیارم 😍🤩♡عضو گروه ابی بامداد خمار♡

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اره نگم؟

بگو بگو بگو 

یه دختر شیطون که حتی شوهر  ام نداره چه برسه به ی پسر کوچولو  😂برق گرفته شده نه ببخشید برگرفته شده از کاربر @miinnaaa        از شنبه میخوام رژیم بگیرم شنبه ۲۵ دی ۱۴۰۰ از وزن ۵۵ کیلو به ۴۷ برسم من با اراده ام چون دوبار ۶ کیلو کم کردم 😌  بازم میتونم !و بلخره ترقوه درمیارم 😍🤩♡عضو گروه ابی بامداد خمار♡
اسن دخار دایی بزرکه تقریبا تو هر جمعی جدیدن برمیگرشت میگفت بخشید بند لباس زیرم در اومد برم دستشوی در ...

تل اینکه این دختر دایی کوچیکه که خیلی زرنکه برگشت بمن گف این مارو هالو فرض کرده فکر کنم اینو بهونه میکنه میره با موبایلش حرف میززنه و اینا رو درحالی میکف که باز ارزو دختر دای بار ی همون بهونه درس کردن لباسش رفته بود اتاق اونور حیاط

خب 

اسی_بچکون#  

یه دختر شیطون که حتی شوهر  ام نداره چه برسه به ی پسر کوچولو  😂برق گرفته شده نه ببخشید برگرفته شده از کاربر @miinnaaa        از شنبه میخوام رژیم بگیرم شنبه ۲۵ دی ۱۴۰۰ از وزن ۵۵ کیلو به ۴۷ برسم من با اراده ام چون دوبار ۶ کیلو کم کردم 😌  بازم میتونم !و بلخره ترقوه درمیارم 😍🤩♡عضو گروه ابی بامداد خمار♡
تل اینکه این دختر دایی کوچیکه که خیلی زرنکه برگشت بمن گف این مارو هالو فرض کرده فکر کنم اینو بهونه م ...

خب بقیش

بالاخره خدا بغلمو با دستاش پر کرد خدایا خیلی دوست دارم نذاشتی حسرت مادرشدن رو دلم بمونه 🥺❤                            امضای قبلیم:خدایا میشه بغلمو با دستات پرکنی🌙🥺؟                    موند به قلبم حسرتش به دست بیارمت 🥀🥲                        ما کوچیکا خدامون بزرگه.......🍂🌱                                    

خب  اسی_بچکون#  

دختر دای کوچیکم گف برو به یه بهونه ای مثلا به بهونه اوزدن کتاب از اتاق مچشو بکیر که بفهمه ما احمق نیستیم من نمیرفتم گفتم زشته اینا خونع ما مهمونن،گف برو توروخخدا بزار یذره یخندیم رفتم دستگیره درو فشار دادم پایین سریع هول شد و گپشی رو قطع کزد منم کفتم بخش تو روخدا اومذم واسه مهسا کتاب برم و همزمان دوتا از شاسیای ضبط روی طاقچه رو فشار دادم و با یه کتاب تو دستم اومدم بیرون رفتم به مهسا گفتم،حدست درس بود داشت با موبایل حرف میزد

دختر دای کوچیکم گف برو به یه بهونه ای مثلا به بهونه اوزدن کتاب از اتاق مچشو بکیر که بفهمه ما احمق نی ...

اینا غروب شد و رفتن من رفتم اتاق نوار رو زدم اول ضبط شده بود رو کاست علیرضا افتخاری برادرم ،مهم نبود با هیجان زدم اول بینم چی ضبط شده،واااای از شنیدن چیزی که ضبط شده بود دنیا رو سرم خراب شد

اینا غروب شد و رفتن من رفتم اتاق نوار رو زدم اول ضبط شده بود رو کاست علیرضا افتخاری برادرم ،مهم نبود ...

خب چی بود مگه

بالاخره خدا بغلمو با دستاش پر کرد خدایا خیلی دوست دارم نذاشتی حسرت مادرشدن رو دلم بمونه 🥺❤                            امضای قبلیم:خدایا میشه بغلمو با دستات پرکنی🌙🥺؟                    موند به قلبم حسرتش به دست بیارمت 🥀🥲                        ما کوچیکا خدامون بزرگه.......🍂🌱                                    

اینا غروب شد و رفتن من رفتم اتاق نوار رو زدم اول ضبط شده بود رو کاست علیرضا افتخاری برادرم ،مهم نبود ...

داشت همش میکف مجید فاطمه بشنوه نابود میسه،مجید اسم شوهر ابجیم بود فاطمه اسم خواهرم، خدا میخواس بواسطه اون دختردایی زرنگم مهسا اونروز خیانت دامادمون رو بما ثابت کنع و دستشون رو، رو کنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز