اول از همه بگم شوهرمو خیلی دوسش دارم اما دوس داشتن تنها کافی نیست. شوهرم نه محبتی میکنه نه هیچی. همیشه طلبکاره ازم حتی اگ خودش مقصر باشه. هیچوقت پیشقدم نمیشه برا آشتی. واسه هرچیزی باید بهش التماس کنم مثلا بریم بیرون یا چیزی برام بخره.تو زندگیمون بقیه خیلی دخالت میکنن خسته شدم اگ شوهرمم پشتم بود ناراحت نبودم ولی نیست پشتمون نیست.خانوادش خیلی دخالت میکنن کلا میخان ما کنارشون باشیم هرچی هم باشوهرم حرف میزنم فایده نداره حتی خودم تنهام رفتم مشاوره. اما اون نمیاد مشاوره. مثلا باباش دوسه روز پیش خونمون بود گفت من میدونم و شما باید حتما دخترتو تا دوسالو نیمه شیر بدی. حالم داره بهم میخوره. حتی آمار حساب کتابای مارو دارن. نه فقط خانوادش حتی عموهاش
میخواستم نصیحتت کنم اما دیگه اون دوخط اخر رو که خوندم جوش اوردم !!!!عموهاش دیگه چرا حساب کتاب ...
آره بخدا یکی از عموهاش دیگ از حد گذروند. مقصر شوهرمه. هرچی هم میگم انگار نه انگار. مثلا ما کل مانده حسابمون 500 بود چند وقت پیش بعد عموش بهش گفت عینک برام بگیر پولشو بعد بهت میدم اون 400 داد عینک برا عموش. منم گفتم تو ک میدونی اون حالا پول نمیده چرا براش گرفتی وقتی خودمون بچه کوچیک داریم یعنی نمیخوایم برا بچه میوه یاچیزی بگیریم. ک همینو کرد دعوا. بخدا همون عموش چ خرجها ک برا بچه هاش نمیکنه
خودش کجاس که پیشتون نیست بفرما دیگران باید بگند چطور زندگی کنید خیلی سخته دوس داشتن کسی که خودش قدرت ...
قدرت برا زندگی بقیه داره وقتی میریم خونه باباش انگار رفتیم ب بهشت اینقد انرژی داره اونجا.خانوادش خیلی مقصرن خیلی. خودش نسبت ب ما خیلی بی مسئولیته اما برا فامیلش اینقد خوبه....
شرایط خیلیییی سختیهههههه.... ولی به فکر پچهتون باشی و باسیاست شرایطو به نفع خودتون تغییر بدید
منم با حرف این دوستمون موافقم. مردها با محبت و نهربونی و سیاست تغییر میکنن و حریم شخصی و خانوادگی میتونه براشون معنا پیدا کنه. اوایلش کوتاه بیا، به حرفش گوش بده و ازش بخواه مشکلاتتون فقط خودتون ۲تا حل کنید.
با شرایطت کنار بیا اسی اگر طلاقم بگیری شرایط بدتری پیش روته اونم دختر داری ازش با این جامعه یکم صبوری کن و تلاشتو برا توجه شوهرت جلب کن و سیاست زنانه یاد بگیر چون اگرم طلاق بگیری مطمعن باش با ی بچه باید با مردی ازدواج کنی که معلوم نیست برا بچت پدری کنه حداقل بابا بچت هست سالمه اهل دود نیست هر مردی بدیایی داره ماله توام این نوعشه همینایی که میگن طلاق بگیر خودشون بدترین شوهرا رو دارن اما موندن و پیشنهادشو به تو میدن بمون و زندگیتو بساز و برا بچت مادری کن
قدرت برا زندگی بقیه داره وقتی میریم خونه باباش انگار رفتیم ب بهشت اینقد انرژی داره اونجا.خانوادش خیل ...
باهاش صحبت کن وبه اهمیت زندگی وآینده خودت بچه توجه کند وتغییر بده زندگیتون را تو از چیش خوت اومده خوبه دیگران نمیگند کی رابطه داشته باشید خدا بدادت برس
با شرایطت کنار بیا اسی اگر طلاقم بگیری شرایط بدتری پیش روته اونم دختر داری ازش با این جامعه یکم صبور ...
برا بچم میمونم. اما بخدا یه خواهرشوهر دارم چه کارایی ک شوهرش براش نمیکنه... تازه جالب اینجاست از وقتی خواهرشوهرم عقد کرده بیشتر یادگرفته منو بچزونه. مثلا میاد میگه شوهر من خودش برا خودش تصمیم میگیره. یامثلا پدرشوهر من وقتی من میرم خونه پدرم اخم میکنه یایجوری غیرمستقیم میگه. بعد خواهرشوهر واسه اینک منو بچزونه میگه نکنه بابا هم نسبت ب من اینطوری باشه
برا بچم میمونم. اما بخدا یه خواهرشوهر دارم چه کارایی ک شوهرش براش نمیکنه... تازه جالب اینجاست از وقت ...
تو فکر کن حرفاشو نشنیدی ببین عزیزم خواهرشو بد بهتره از زندگی با طلاقه تو نکشیدی نمیدونی اونم بچت دختر باشه الانم اوصاع خیلی بده من دوستم با ی اقایی ازدواج کرد بعد دخترش کوچیکبود ی چند سال گذشت دخترش شد 18 ساله ی پسرم از مرده جدیده اورد بماند که چه بلا ها سر دوستم اورد با دختر 18 سالش رو هم ریخت و فرار کردن با دخترش اون موند و پسره 6 سالش