امشب عروسی داییم بود🤕
داشتم عکس میگرفتم از خاله اینام که یه پسره جلوهمسرم اومد دسموگرفت گفت اینجوزی عکس بگیر
همسرم خیلی عصبی شد چون دعوا نشه جشن داییم هیچی نگفت ولی تموم راه بامن حرف نزد میگ چرا نرفتی اکنور تر
من بخدا توشک بودم ترسبوم کشیدم کنار خودمو چجوری باید ارومش کنم خانومای متاهل ؟؟؟کمک کنیدلطفا منم باهاش قهرکردم