من از۶سالگی ب ی گناه خیلی بزرگ دچارشدم ک حتی نمیدونستم چیه فکرمیکردم براهمه پیش میاد و انجامش میدادم هیچی نمیدونستم از۶ سالگی تا۱۵ سالگی هرروز انجامش میدادم ی روز وقتی ۱۵ سالم بود دوستام راجبش توکلاس حرف میزدن منم ب خودم شک کردم نکنه کاری ک من تواین سال ها انجام میدادم همین چیزیه ک اینا میگن و ب فنارفتم وقتی ازمدرسه رسیدم خونه متوجه شدم ک تواین سالها خودارضایی میکردم اون روز باقاطعیت کامل تصمیم گرفتم دیگه نرم پی این کارا وحدود ۱ سال کاملا پاک پاک بودم تااینکه ی روز ب طور اتفاقی با یه پسر اشناشدم دقیقا ازروزی ک اون پسر وارد زندگیم شد منم توبه شکستمو تاالان ک ۱۹ سالمه پشت سرهم شکست میخورم بااینکه طرف پسر خوبی هست و اصلا هیچی دررابطه بااین مسائل نمیگه اما همه چیزش برامن تحریک کنندس و باعث میشه اونو تورویاهام تصورکنم و خودارضایی کنم حتی امتحان کردم چند روز ک باهم حرف نمیزنیم یا نمیبینمش حالم خوبه واصلا خبری از این چیزانیست مشکل من اینکه ک اون واقعا و عمیقا عاشق منه و منم همینطور اماوجودش برامن آزاردهندس و خیلی اذیت میشم نمیخوام گناه کنم میخوام ترک کنم اما نمیدونم بعد ۴ سال دوستی این مدلی بااینهمه وابستگی چجوری بهش بگم دیگه نمیخوام ادامه بدیم😔