سلام خانومای گل.... بیاین مشاعره کنیم.. هر شعری یا متنی که دوست داشتین با حرف آخر شعر بنویسید
ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام جان
جان به غمهایش سپردم نیست آرامم هنوز
من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام)
ده چراغ ار حاضر اید در مکان هریکی باشد به صورت غیر ان
ناله ی پیچیده ی بغضیم در نای گلو
دامن آهی گرفتیم و به کیوان آمدیم
من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام)
چرا همونه چون یه بار دیدم اینچیزا براتون مهمه گفتم بگم معنیه دیوار میده
واقعا!!!!
الان میشنوم ترا معنی دیوار میده
ولی در کل بهتره شکل صحیح کلمه رو بنويسيم
من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام)
مادر بتها بت نفس شماست ز آن که ان بت مار و این بت اژدهاست
تو فکر ذوق سفر کن نه فکر زاد سفر
که پیش از آنکه مسافر شوی به زاد رسی
من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام)
یک مثال ای دل پی فرقی بیار تا بدانی جبر را از اختیار
رفتند دوستان مرا جا گذاشتند
تنها مرا نبرده و تنها گذاشتند
من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام)
دست ناقص دست شیطان است و دیو ز آن که اندر دام تکلیف است و ریو
و گر نگاه امیدی به سوی هیچ کسم نیست
چرا که تیر ندامت بدوخت چشم امیدم
من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام)
معصیت ورزیده ام هفتاد سال باز نگرفتی ز من روزی نوال
لبخند کن معاوضه با جان شهریار
تا من به شوق این دهم و آن ستانمت
من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام)
تا گره با نی بود هم راز نیست همنشین ان لب اواز نیست
تهی بود و نسیمی
سیاهی بود و ستاره ای
هستی بود و زمزمه ای
لب بود و نیایشی
من بود و تویی
نماز و محرابی
من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام)
یا رب به خدایی خداییت وانگه به کمال پادشاییت از عشق به غایتی رسانم کو ماند اگرچه من نمانم
من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت
پرم از راه، از پل، از رود، از موج
پرم از سایه برگی در آب
چه درونم تنهاست
من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام)