الان ساعت ۲:۴۰ ،۳
داشتم سکته میکردم
میخواستم بخوابم دیدم یه چیز سیاه تو تاریکی داره حرکت میکنه گوشیم دستم بود نور گوشی رو انداختم روش دیدم سوسکه وحشت کردم فرار کردم اونور تر دیدم داره میره به سمت داداشم که خوابه
تو خونه همه خواب بودن
مجبور بودم سوسک رو یجوری از داداشم دور کنم نمیتونستم دست هم بزنم به سوسک اون هم نامردی نمیکرد با همه توانش داشت می دوید با داداشم چند سانتی متر فاصله داشت که یه بالش رو گزاشتم روش الان من هی رو بالش میپرم😅 بعد نفس نفس زدن بالش رو برداشتم سوسک شروع کرد به دایره وار حرکت کردن دوباره وحشت کردم 😰 بالش رو دوباره گزاشتم روش و بازم پریدم آخرش اینقدر پریدم که مرد😰
بعد اینکه پا شدم برگشتم دیدم پشتم یه عنکبوت خیلی خیلی خیلی بزرگ هستش ولی مرده
دیگه الان خوابم نمیبره😭😭
(خونه خودمون نیست چند روزی برای مسافرت فعلا تو روستا هستیم 😭)
اینم عکس سوسک 👏😅آفرین به خودم با این همه تلاش یه سوسک کشتم
