خودش ی تاپیک جدا گونه حساب میشه
یه وقت هایی باید حرفاتو بخوری ، تکبر و خودبینیت رو له کنی، غرورت رو کنار بذاری و بپذیری ک اشتباه کردی.این تسلیم شدن نیست، بالغ شدنه . واقعا خواسته زیادیه هنوزم بعد این همه وقت ازت انتظار یه معذرت خواهی رو دارم ؟بخوام قبول کنی که بهم ضربه زدی .بخوام عین من زجر بکشی . بخوام که همه ی کارا و موقعیت هایی که سرم آوردی گردن بگیری .بخوام چیزی ک من کشیدم رو تو هم تجربه کنی...ولی میدونم نمیکنی ، واین چیزیه که مجبورم قبولش کنم چه بخوام چه نخوام! همه فکر میکنن من کنار اومدم و فقط گاهی ناراحت میشم ، اما نه من همیشه ناراحتم، خوب نیستم اما یادم میاد خوب بودن چه شکلیه ،بنابراین میتونم اداشو دربیارم . تکه تکه ی وجودم ازت خسته شده ، خستم از گریه های مداوم ، از لحظاتی که رعشه به قلبم میندازه .خسته ام از این ک خوشحال بودنم به این وابسته باشه ک تو بهم توجه میکنی یا نه ، خسته ام از اینکه احساس کنم انگار کل دنیا داره رو سرم خراب میشع .اگ حذف کردن من باعث میشه حس کنی زندگی بهتری قراره داشته باشی پس اینکارو بکن ،اگرچه هرگز سعی نکن دوباره برگردی وقتی ک فهمیدی من هرگز مشکل تو نبودم .
تاپیک میزنم تا بمونه یادگار. و یادم نره اگه عوضش کردم 🙂
یادگاری#