نه من و برادرم مجردیم ۲تا بچه هستیم فقط خدا رفتگان شما هم بیامرزه ۱ ماه بعد از فوت مامانم خاله بزرگه فوت کرد بعد از ۵ ماه یکی از خاله هاذکه کلی رفت و آمد بخور بخواب خانه ی ما داشت با دامادش برای دخترش نامزدی عقد و عروسی کوچیکی گرفت بدون اینکه قللش به ما بگن که این کارو میخاییم بکنیم واگذارشون به خدا خیلیی اعصابم داغون کردن اونا ۵بار اینجا میومدن زحمت میدادن ما۱ بار میرفتیم خونه شون با او دستپختت بد مزه