مشکلم اینه که دیگه زندگیمبرام یکنواخت شده .با داشتن شوهری که از صب میره سرکار تا ساعت یک شب ..وقتی هم میاد اصن ب من توجهی نداره و غذاشو آماده میخواد و میره تو اتاق تو گوشی و بعدشم خواب و روز بعدم ب همین منوال ..البته اینی ک میگم تا یک شب وسط روز خونه داداشش استراحتم میکنه اونوقت نمیگه من از راه رسیدم با زنم یه صحبت کوچیک کنم شاید درد و دلی داشته باشه میره میخوابه منم با دو تا بچه کوچیک ک تا صب بیدارن میمونم تنها
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
شصت و پنج روزه تو خونه ام تو طبقه چهارم فقط آسمون رو میبینم هیچجا نبردتم اونوقت دیروز پاشده خودش و مامانش تنهایی رفتن کوه و پیش آبشار گشتن عکس گرفته گذاشته وضعیت 'امروزم با پدرش و دوتا داداشش رفتن باغ کلی خرج کردن برا خودشون
بالاخره یه دردیش هست که شما رو نبرده مادرشو برده ابشار
خرّم آن روز که پرواز کنم تا بر دوست به هوای سر کویش پرو بالی بزنم ❤ ❤ الهی شکرگزار این زندگی هستم که به من بخشیدی؛ به خاطر همه چیزش:تو را شکر بابت آدمهایی که معلم من بودهاند.❤تو را شکر بابت درسهایی که زندگی به من ارزانی داشتهاند.❤تو را شکر برای عشقی که میگیرم، میبخشم و میپراکنم. ❤ ( تایپ کردم گلبهارجون بعد دیدم "ر" جا افتاده)😮