داشت راه میرفت رگ گردنش ک روش باز بود ترکید
بابای من سرطان فک و گردن داشت ما رگا و ایتخونای فک را میدیدیم
دکتر هم ی تیکه از بدنش گراف کرده بود رو صورتش ک باز باز بود و گوشت اویزون بود
و اینکه بدنش را دوخته بودن ب خاطر اینکه خیلی پوست و گوشت برداشتع بودن
زبونم نداشت بریده بودن گلوش را سوراخ کرده بودن از اونجا اب وغذا میدادیم و نفس میکشید معده اش هم اواخر چون راه گلوش بسته شد بعد هم ک رگ گردنش پاره شد خون توی هوا میپاشید
انقدر خون رفت ک سفید شد
اورژانسم نمیومد😭😭😭😭😭😭😭