برای اولین بار رفته بودم خونه ی نامزدم آش گذاشته بودن
با رودر وایسی نشستم سر سفره
یه قاشق ک برداشتم از آش
میخواستم بزارم دهنم نمیدونم چیشد نصفش شالاپ افتاد رو سفره
آب شدم یعنی
یکیشم اینه ک اعتماد به نفسم کم بود صبح ک بیدار شدم رفتم دستشویی ارایش کردم فکر کن نیم ساعت تو دستشویی بودم ک ارایش کنم
شوهرم و مادرشوهرمم هی میگفتن بیا صبحانه بیا صبحانه منتظر تویییم