2777
2789
عنوان

کیا با مادرشوهرشون زندگی میکنن؟

| مشاهده متن کامل بحث + 543 بازدید | 23 پست

من با مادرشوهر و پدرشوهر زندگی میکنم چ

سرمن یه سمساری قدیمی وشلوغ پلوغه که توش همیشه جنگه.بین امیدوناامیدی.بین خنده و گریه.بین رسیدن و نرسیدن.بین ولش کن و تو می تونی.توی سرمن همیشه هزارتا زن کولی دارن کل میکشن همیشه دونفردارن سر قیمت ی قاب عکس قدیمی چونه میزنن،همیشه یه بااحتیاط برانید داره قدم میزنه.دلم یه موزه ی قدیمیه.ی موزه ای که فقط یه نفررو برای دیدن داره.توی دل من نگاه توریخته رو درودیوار.توی دل من هواپره ازکشش افقی لبای تو.پر از بزن بریما.توی دل من همیشه هزارتا نظامی دارن یک صدا میخونن پایان شب سیه سپید است ...شاید برای همینه که من هیچوقت دختر عاقلی نبودم!به هر حال صبح میشه این شب 
بیخیال حرف بقیه. ببینین خودتون چجوری راحتین. من حاضر نیستم با مادرشوهر تو یه خونه زندگی کنم. اما حاض ...

میگم قهر بودیم الان مادرشوهرم بام خوبه چون خودش بدی کرد...ولی بچهاش سر سنگینن ...حتی روم نیس بمونم خونه....

انگار ما چون تو این شهریم وظیفمونه کارا بکنیم فقط....

من نمیخام اینجا زندگی کنم اصلاااا نمیتونم این خانواده تحمل کنم....اصلا هر چییی کار میکنم از اون اول باز نمیسازن با من

👪

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اگه من بودم می رفتم تو یک خونه نزدیک خونه ی مادرشوهرم خونه می گرفتم بعد همسرم روزی یکی دو بار می رف ...

من میگم هرررر روز برو ولی من خونه خودم میمونم....ولی شبا ن منو تنها میتونه بزاره ن اونو....

همه ب شوهرم میگن خونه رهن کردی تحویل بده بیا اینحا....

بخدا ۱۰ ماه عروسی کردم کل زندگیمو خراب کردن ....الانم ک ما ب رو خودمون نمیاریم ...اونا باز از ما توقع دارن....پسرش سوپری داره....خو بیاد تو این شهر بزنه

👪
خب انتخاب فرق میکنه تا اجبار

ببین عزیزم من همسرم میتونه مستقل بشه یتی از نظر مالی مشکلی نداریم 

اما خب همه کاره خانوادشه  و از همون روز اول اومد خواستگاری بهم کفت این شرایط 

من الان جندماهی هست پیششون زندگی میکنم مشکلی ندارم  واقعا خیلی خوبن البته من از مادرشوهر شما خبر ندارم اما مادرشوهر من واقعا گله  و راحت داریم زندگیمونو میکنیم بدون هیچ مشکلی 

اینا رو گفتم جون پرسیدی کی زندگی میکنه 

اینم بگم به صمیمیتو فرهنگ و شخصیت و خیلی چیزا ربط داره 


سرمن یه سمساری قدیمی وشلوغ پلوغه که توش همیشه جنگه.بین امیدوناامیدی.بین خنده و گریه.بین رسیدن و نرسیدن.بین ولش کن و تو می تونی.توی سرمن همیشه هزارتا زن کولی دارن کل میکشن همیشه دونفردارن سر قیمت ی قاب عکس قدیمی چونه میزنن،همیشه یه بااحتیاط برانید داره قدم میزنه.دلم یه موزه ی قدیمیه.ی موزه ای که فقط یه نفررو برای دیدن داره.توی دل من نگاه توریخته رو درودیوار.توی دل من هواپره ازکشش افقی لبای تو.پر از بزن بریما.توی دل من همیشه هزارتا نظامی دارن یک صدا میخونن پایان شب سیه سپید است ...شاید برای همینه که من هیچوقت دختر عاقلی نبودم!به هر حال صبح میشه این شب 
میگم قهر بودیم الان مادرشوهرم بام خوبه چون خودش بدی کرد...ولی بچهاش سر سنگینن ...حتی روم نیس بمونم خ ...

محل بقیه نذار. به شوهرت هم بگو به مامانش تند تند سر بزنه و کاراشو انجام بده. بهر حال تنهاس شما تنهاش نذارین

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز