2777
2789

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

شاید باورت نشه منم مادر پدرین دقیقا همینطوزی بود این آخریاش حالش خیلی بد بود دقیقا ۶ ماه تو جا افتاد ...

واقعا درک میکنم برام خواستگار اومده پزشک عمومی هست منم دارم درس میخونم مامانم میگه روز عروسیت باید واسشون دهن بند بگیرم و گرنه عروسیت خراب میکنن از حسادت

❄ Only G♥D ❄

من درسم خوبه به جای تعریف میگه اگه عاطفه هم اندازه من خرجش کرده بودن قبول میشد ولی بخدا من امسال همه درس هامو خودم خوندم فقط یه کلاس ریاضی واسه کنکور ثبت نام کردم اما اون پنج سال کلاس کنکور رفت آخرم رفت حسابداری آزاد 

❄ Only G♥D ❄
واقعا درک میکنم برام خواستگار اومده پزشک عمومی هست منم دارم درس میخونم مامانم میگه روز عروسیت باید و ...

ازین آدمای احمق همه جا هست همین عمه های احمق من البته من جوابشونو میدم چون بعضی وقتی حرف اضافه میزنن یک بار جلوی خودم پشت سر مامانم حرف زد بعد گفت اِ تو اینجا بودی منم گفتم حرمت سنتو اون موهای سفیدتو تو جمع نگه میدارم هیچی نمیگم وگرنه الان یک چیزی میگم که دیگه روت نشه پاتو بزاری تو این جمع عمم رفت به بابام گفت بابام گفت اون روی مامانش حساسه نباید حرفی میزدی عمم گفت انقدر به دخترت رو دادی زبونش واسه من دومار شده بابامم گفت هر کار داری به خودش بگو من حوصله جرو بخث ندارم انقدر دلم خنک شددددد

منم همینطورم عزیزم خوبه شما فقط مادربزرگت بهت توهین کرد من مادربابام بهم توهین میکرد ک الان فوت کرد و چهلمش یک هفته و خورده هی دیگه اس

من همه بهم توهین میکنن عموم از ۶ تا عموم فقط یکیشونو دوست دارم ک اونم منو خیلی دوست داره و همیشه بهم احترام میزاره 

ولی یکیشونم هست ک اهوازه دوره مهربونه ولی تاحالا بهم چی نگفته از چهارتا عمه هام دوتاشون فوت کردن 

اون دوتا فقط یکیشون خوبه 

اون یکیشون بدرد دوریالم نمیخوره 

توی مراسم مادربزرگم حتی یه ظرف هم جابه جا نکرد انقد گشاده هیچچچ کاری بخدا نکرد 

همش مامان بدبخت حاملم حالا بابام نزاشت زیاد مامانم کار کنه زنموم و من و دختر عموم و یکمی هم اجیم و اون یکی عمم ک خوبه من و دختر عموم کمرمون برید تازه قبل از فوت مادربزرگم من و دخترعموم و اجیم خونشون بزرگه همه دیوار هارو تمیز کردیم من تنها مبل یه نفره رو جابه جا کردم به یکی از عموهام گفتم بیا کمکم گفا به من چ خودت جابه جا کن 

اون عمم ک بده با مامانم بحث کرد کلا این مدتش با همههههه دعوا کرده حتی توی رو برادراشم حرف زد 

دوستشو اورده بود برا مراسم اخه زشت نیست ما رسم داریم حلوا مرده رو بچه هاش درست کنن اون هی میگفت نه دوستم درست میکنه 

بعدش ک نشستیم گفت این مدت کمرم برید مامانم هم با خنده بهش گفت تو ک این مدت همش بحث کردی بعدش عمم هرچی از دهنش دراومد به مامانم گفت،اسم مامانم سمیه اس میگفت سمیه هار شده وحشی شده یکاری کرد ک اون یکی عمم از حال رفت 

مامانم از خونه رفت بیرون منم داشتم کفش میپوشیدم دیدم مامانم گفت افسانه(همون عمم ک بده) این مدت به همه پریده بعدش عمم به مامانم گفت سگ خودتی منم اعصابم خورد شد رفتم تو گفتم عمه دیگه بسته خب بعدش گفت تو خفه شو دخالت نکن دختر عموم اومد دست گذاشت رو شونم گفت بهار بیا بریم گفتم تو خودت یکی به مامانت چی میگه جرش میدی ک بعدش دیگه عموم بردم بیرون و خواستیم بریم دوست عمم اومد گفت نرین اینو ول کنین 

بعد جالبه دوستش می اومد به من دستور میداد دلم میخواست خفش کنم بعد جالبه زنموم رفت بشینه دوست عمم گفت برو لیوان بیار چایی بخوریم 

ببخشید این همه حرف زدم 

در ضمن ۱۴ سالمه

ازین آدمای احمق همه جا هست همین عمه های احمق من البته من جوابشونو میدم چون بعضی وقتی حرف اضافه میزنن ...

دیگه هیچ وقت خونشون نمیرم همون دختر عمم مبارکش باشه 

❄ Only G♥D ❄
منم همینطورم عزیزم خوبه شما فقط مادربزرگت بهت توهین کرد من مادربابام بهم توهین میکرد ک الان فوت کرد ...

خواهش میکنم گلم من تصمیم گرفتم دیگه ارتباطم رو قطع کنم 

❄ Only G♥D ❄
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108