2777
2789
گند بزنه به زهره خب خیرسرت عکس گرفتی دیگه حتما باید تابلو میکرد کاش حداقل قبل رسیدن اون مردک عکسارو ...



..بزارین من حدس بزنم فردا چی میشه...


گوشی پسررو میخاد بده ب دوس فرهاد ک ببینه عکسی نداره..یا باز با گوشی پسره ک پیش این بود عکس بگیره😒

لحظات را میگذرانیم تا به خوشبختی برسیم...افسوس خوشبختی همان لحظاتی بود که گذشت
نمیفرسته چون اگه بفرسته هویت اون دختره لو میره و دیگه نیاز نیست برن پیش روح کامرانی اما فیلم طوری م ...

اره راست میگی احتمالا میرن از روح بپرسن 

1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........‌ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته  

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

..بزارین من حدس بزنم فردا چی میشه... گوشی پسررو میخاد بده ب دوس فرهاد ک ببینه عکسی نداره..یا باز ...


نه بابا یا دعوا میشه و عکسارو پاک میکنه یا لو میده و میگه از طرف مائده ست و فرهاد به لرزش میفته یا میرن دوباره پیش روح کامرانی

1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........‌ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته  
همش حرص خوردن داره ولی نمی دونیم چیکار کنیم وقت پر بشه که نگاه نکنیم 

همونو بگو به خدا هیچ فیلم جذابی تلوزیون نداره وگرنه واقعا ارزش نگاه کردن نداره

1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........‌ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته  
موضوش چیه خلاصه وار میگی لطفا

ببین این چهار تا دوستن بعد دو تاشون دختر دختر دایی هستن 

مائده یع دوست پسر داشته که وقتی از هم جدا شده عاشق دختر داییش شده یه زهره بعد این تو پسره تو جاده شمال تصادف میکنه 

ومائدا تصمیم دار که بره احضار کنه روحشو که ببخشه مائده رو (چون پسره میخواست بیاد با زهره بحرفه ولی مائده اجازه نداد خیلی با ناشین تند میرفت و پسرهم دنبالشون )

مائده یه خواستگار داره به نام فرهاد 

فرهاد زن داره 

و وقتی برای بار دوم میرن احضار که اقای کامرانی همون تصادف کرده بهش میگه که اره این پسره فرهاد خائن 

و مائده زهرو میفرسته که فرهادو تعقیب که 

وقتی فرهادو تقیب میکنه میبینه با یه دختر 

زهره از اونا عکس میگره که تو کافی شاپن 

کافی شاپم برای دوست فرهاد که دوست فرهاد....از اینجاش تموم شد 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

بلاگر

rezaraha1365 | 24 ثانیه پیش

صحبت کنیم

آیلین711 | 1 دقیقه پیش
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز