همکلاسی دانشگاه بودیم ترم اول هم از همدیگه بدمون میومد من فکر میکردم اون یه پسر لوس و مامانم ایناست اونم ب نظرش من یه دختر جلف بودم. الان 7 ساله زن و شوهریم هنوز باورش برامون سخته که چی شد یهو عاشق هم شدیم. تازه اولش از یکی دیگه تو دانشگاه خوشش میومد اومده بود از من راجع به دختره سوال میکرد بعدش فهمید دختره با کس دیگه ایه ولی حرف زدنای ما با هم ادامه پیدا کرد... چند ماه دوست معمولی بودیم بعدشم که عاشقم شده بودیم من نمیفهمیدم. حتی برام تولد گرفت باز من خنگ میگفتم دوست معمولی ایم و فازی روم ندارهوقتی اولین بار تلفنی میخواست ازم درخواست ازدواج کنه من همش مسخره بازی در میاوردم و جدی نمیگرفتمش. کلافه شده بود بیچاره
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
توگروه دانشگاه داشتم تقلب میرسوندم اومد پیوی گفت اینجا بمن بفرس گفتم نمیفرسم دعوا شد....امتحانشم افتاد بعد گفت ازت خوشم اومده باز دعوا شد الان شده همه زندگیم و فکرو ذکرم😁🥰
من با دوس پسرم روزی که رفته بودم طلا بخرم اشنا شدم دوس پسر من جواهر فروش هس از مغازه رو بروش که من داشتم خرید میکردم منو دیده خوشش اومده منم که شمارمو بخاطر سفارش گردنبد داده بودم به صاحب مغازه شمارمو از اون گرفته و بعدش که دوس شدیم الان 3ساله باهمیم
ایجا با عشق و انرژی مثبت بیاین (هیج دردی وجود نداره که درمان نداشته باشه)