یکم طولانی بشه فک کنم
من یه مدت حسای بدی داشتم همه بهم میگفتن که بیخیال تلقین میکنی یا مثلا فیلم ترسناک میبینی توهم میزنی
بعد گذشت خوابام بهم ریخت هیی خواب بد کااابوس
یه مدت بعدش شبا از تو خواب بیدار میشدم بی اختیار یا جیغغ میزدم یا گریه میکردم مثلا یه شب خواب بودم یهو از خواب پریدم بدو بدو از اتاقم اومدم بیرون بعد جرعت نمیکردم برم تو اتاقم دوباره
بعدش هی احساس میکردم یکی دم گوشم نفس میکشه یا موهامو میکشه یا دست میزنه به بازوم و مطمینم حسم واقعی بود
بعدش یه چیزایی حالت دود میدیدم که سریع رد میشدن یا بعضی وقتا صداهای بی منبع میشنیدم و بعد از یه مدت همممون اینجوری شدیم من فقط قضیه رو به مامانم گفته بودم ولی هم داداشم هم بابام اینجوری یه چیزایی حس میکردن
اخرشم که وقتی از بیرون میومدم پامو میذاشتم تو خونه انقدددد حالم بد میشد واقعا اسیب روحی شدید دیدم
الانم کاری بم ندارن ولی وقتی هستن احساس میکنم حضورشونو