بیست روزه زایمان کردم..هنوزدرست سرپانشدم..مادرشوهرم ازول باازدواجمون مخالف بودالکی سرلجی که باشوهرم داشت فرقی نمیکردکی جای من باشه ذاتش بده باهمه باهیچ کس حتی خانوادش نمیسازه بادخترش حدازندگی میکنه..امروزپریدبهم الکی ب خانوادم توهین کردوضع مالی اوناخوبه..مامتوسط..اماکجای کتاب خداکدوم کس گفته که پول مهمتره پول احترامه..من همجوره بهشون محبت کردم اماندیدن اینقدفحش های زشت بهم دادکه ازصبح خودم ودختربیست روزم حالمون بده اونم یک جیغ گریه میکنه..دلم پره دلم شکسته مگه گناهم جزبی پولی چیه نبایدزندگی کنم نبایدارامش داشته باشم..البته شوهرم پشت وطرف منه..اماحرفاازارم میدم خستم کرده.واسه زایمانم شوهرم طلاگرفت برام ازهمون روزفحشای زشت زشت بهم میده..توان جواب ندارم