از شوهرم بدم میاد خیلی اذیتم میکنه خیلی خانوادم فوش میده مسخره میکنه بابام معلوله خیلی مسخرش میکنه روزی که اومدن خواستگاری من باباش با 70 سال سن گفت ما رسممون مهریه پول هم دخترام هم عروسام پول کاری کردن دهن مارو بستن ما راضی شدیم دیشب خواهرشوهرم اومد خونم سند ازدواجشم باهاش بود نگاه کردم دیدم 124 سکه هست مهریش اینقدر ناراحت شدم قلبم شکست آخه چرا آدم باید اینقدر دوروغ بگه کاش منم کرونا بگیرم بمیرم نه دل خوشی دارم از شوهرم هر روزم باید گریه کنم کتک بخورم یا وسایل خونمو بشکنه دلم خونه از دستش توروخدا روزه میگیرید دعا کنید من کرونا بگیرم بمیرم
نگید طلاق چون مهریم کمه نمیتونم اقدام کنم شوهرمم خیلی زبون نفهمه بی آبرو طلاقم نمیده بدتر آبرومم همه جا میبره