من تو راهنمایی بودم رفتیم مسافرت تو هتل یه پسره بود سنش میگفت چند سالی بزرگتر از مته از اینایی پخته و مرد شدن بعد من تو راهنمایی فک میکردم عاشق این شدم
نگاهش یه جور خاص بود بهم هنو نگاهش یادمه ولی اونموقع بچه بودم برا همین ب این حسم اعتنا نکردم
ولی یادم هرسال میرفتم مشهد دوس داشتم دوباره تو هتل ببینمش