ما داریم خونه میسازیم پدرشوهرم یه خونه داره وسط شهر خیلی قدیمی شده ۶ ساله جاریم اینا اونجا زندگی میکنن ما تازه ازدواج کردیم پدرشوهرم بهش گفت ۶ ساله شما نشستین تخلیه کنین اینا هم بشینن قبول نکردن و کلی ام حسادت و ... غیره ما رفتیم اجاره نشین شدیم حالا پدرشوهرم تازگی بازم گفت تخلیه کنین ۲تا بردار منم کمکتون کنم خونه رو بکوبین و بسازین که جاریمو بردار شوهرم و دخترشون هرچی تیکه بود بار منو شوهرمو و مادرشوهرم کردن ، ۲تا مسکن مهر بردار شوهرم داره که با کمک پدرشوهرم خریدن ماهم یدونه مسکن داریم با یکم طلای من و یکم وام حالا پدرشوهرم دید نمیشه با جاریم اینا قانعشون کرد گفت بیاین بهتون قلنامه رسمی بدم طبقه دوم خونه ای که خودم نشستمو بسازین ماهم نوشتیم و امضا و اینا حالا شروع کردیم درضمن جاریم اینا کلا باهامون قطع رابطه کردن همه جا پشت سرمون میحرفن حالا یک هفته هست که بردارشوهرم اینا دارن خونه پدرشوهرموو کوبیدن و میخوان بسازن از حسادت که ما ساختیم 😂😂😂😂