2821
2789
عنوان

دوران عقد

| مشاهده متن کامل بحث + 626 بازدید | 43 پست
درکت میکنم واقعا زجراوره  منم دیگه اخراش کلافه شده بودم دیگه قید جشنو زدم اومدم خونم از بس خست ...

منم اگه خونم اماده بود می گفتم بدون جشن بریم خونه خودمون

و خدایی که در این نزدیکیست 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

من الان یک سالونیمه تو عقدم میگم باشه 8-9ماه دیگ بریم خونه خودمون ک یکم جلو بیوفتیم از لحاظ مالی

اگه میتونین الان برین سر خونه خودتون اون‌جوری بهتر جلو میفتین

و خدایی که در این نزدیکیست 
آره واقعا خیلی دخالت میکنن حتی مادر خود آدم  بعد از رفتن خونه خودتون دیگ دخالت نکردن؟

نه عزیزم تا اومدم خونه خودم دیگه هیچکس دخالت نکرد دوران عقدم بی نهایت دخالت بود از سمت برادرشوهرم عمه های شوهرم که اینو بخر و اونو نخر که البته شوهرم گوش نمیکرد خیلی اما من بدم میومد یا مثلا سرویس طلامو میگفتن بفروش طلا چیه و فلان 

از اون بابتا بد نیست که

منم همسرم هی انتظار داره خونشون باشم 

انصافا خیلی خوبن همشون با احترام و محبت 

ولی من از بس گوشمو پر میکنن ک زیاد بری احترامت کم میشه ...میگم نه ...اونم ناراحت میشه میگه یکی ندونه فکر میکنه خانواده من که اینقد عاشقتن بهت بی احترامی میکنن


موندم واقعا

اگه میتونین الان برین سر خونه خودتون اون‌جوری بهتر جلو میفتین

نمیدونم والا

اخه خریدامو انجام ندادم همه خورده ریزه ها مونده-حوصله خریدا و دیدن تالار و آرایشگاه  و.... ندارم

برای همین میگم باشه برا بعد ک کرونام کمترشه مجلس بگیریم

نعمت هایتان را بشمارید :)))))
نمیشه ک مو چندبار خواستیم مراسم بگیرم بخاطر کرونا لغو شد

ان شالله به زودی حل بشه

من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدان‌یا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "

همش باید خونه پدر شوهر باشم اخلاقشون ی جوری الانم با شوهرم ی جایی بودیم گفتم منو برسون خونمون اوردم ...

من تو دوران عقدم یبارم خونه پدرشوهرم نموندم. به شوهرم گفتم مرد باید زنشو ببره خونه خودش نه خونه پدرش. 

خلاصه یه شبم اونجا نموندم. بعد که خونه خودم آماده شد عروسی کردیم رفتیم خونه خودمون.

بخدا عروسی بگیر برو سر خونه زندگی خودت با این خرجای گرون مگه مجبوری عروسی شلوغ بگیری

می‌دونم برم سر خونه زندگی خودم بهتره ولی این که حسرتش به دلم میمونه میترسم بعدا رو رفتارم تاثیر بزاره

میشه یه صلوات برای حاجتم با دلای مهربونتون مهمونم کنید 
من تو دوران عقدم یبارم خونه پدرشوهرم نموندم. به شوهرم گفتم مرد باید زنشو ببره خونه خودش نه خونه پدرش ...

کاش یکی روز اول ب من اینا میگفت من الان راحت بودم

و خدایی که در این نزدیکیست 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز