2777
2789
عنوان

موقعیت سخت

| مشاهده متن کامل بحث + 283 بازدید | 33 پست
تیپ بزن برو عادی باش این موقعیت واقعا از زایمانم شاید سخت تر باشه چون برام پیش اومده هرحرکتی ک میکرد ...

وای کاش حداقل من زودتر از اون ازدواج کرده بودم 

اینجوری برام راحت تر میشد

واقعا یه بغض سنگینی رو احساس کردم اومدم تاپیک زدم اینجا 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

من نمیدونم ک میدونه یا نه  ولی میترسم برم جلو یهو بزنم زیر گریه  وای توروخدا بگید من چیک ...

ب گریه اصلا فک نکن جلوشم لازم نیست بری تیپ بزن راحت بشین لبخند ب لب منم همینکارو کردم بارها چون فامیل هستیم هنوزم همینم جوری ک پشیمون شد و سالها بهم پیم میداد و جواب نمیدادم

خودتو بزن ب اون راه انگار ن انگار بعد رفتنشون کلی وقت داری ک خودتو خالی کنی

وللش اتفاقا برو ب خودتم برس.شادو شنگول هم باش.و اصلا ب رو خودت نیار.با خانمش هم درست برخورد کن

اشتباه کردم پاشدم اومدم اینجا اصلا باید احتمال میدادم که ممکنه بیان سر بزنن اگر نمیومدم حداقل احترام خودمو نگه داشته بودم 

دیگ پامو تو این شهر فک نکنم بزارم

ب گریه اصلا فک نکن جلوشم لازم نیست بری تیپ بزن راحت بشین لبخند ب لب منم همینکارو کردم بارها چون فامی ...

والا بمن پی ام نداده تالا 

ولی خب بهرحال آدمم سخته برام دیدن این چیزا 

وای کاش حداقل من زودتر از اون ازدواج کرده بودم  اینجوری برام راحت تر میشد واقعا یه بغض سنگینی ...

درکت می کنم خیلی موقعیته بدیه مخصوصا ک از بالا نگاهت می کنن ولی نگران نباش من ب موقع ازدواج کردم و ب موقع هم سوزوندمش

الانم ازش بالاترم

گفتم ک اگ میخوای بسوزونیش ک ب هدفش نرسه فقط باید چند لحظه خودتو بزنی ب اون راه و بخندی و شاد باشی و با زرنگی تمومش کنی اتفاقا با خانومش صمیمی بشو تحویلش بگیر ک پیش شوهرش تعریفتم بکنه زرنگ باش بجای آه و ناله

من میدونم تو چی میگی و چه حسی داری خودم دیدم انگار وسط چهردیواری کوچیک حبست کردن اما کم نیار اینبارو

کم کم ب دیدنشون کنارهم عادت می کنی

والا بمن پی ام نداده تالا  ولی خب بهرحال آدمم سخته برام دیدن این چیزا

بله سخته اما عادت می کنی فقط کم نیار از اول من یجاهایی وا دادم قایم شدم گریه نکردم باعث خوشحالیشون شدم تو نکن واقعا ارزش ندارن

بله سخته اما عادت می کنی فقط کم نیار از اول من یجاهایی وا دادم قایم شدم گریه نکردم باعث خوشحالیشون ش ...

رفتن بالاخره

فقط مامانم اومد گفت ک خوشگل نبود و ازاین حرفا 

مشکل اینکه من خودم الان آمادگی ازدواج دارم خانوادم نمیزاره خیلی سخته  میشه شما بگی چیکار کردی چطور شوهرتونو انتخاب کردید چون موقعیت تون شبیه منه 

رفتن بالاخره فقط مامانم اومد گفت ک خوشگل نبود و ازاین حرفا  مشکل اینکه من خودم الان آمادگی از ...

خداروشکر رفتن پس

همیشه ریلکس کن عزیزم دنیا کلا بازی و سرگرمیه بخاطر ادمهای فرعی زندگیت غصه نخور این اقا دیگ متاهله وهیچوقت مال شما نمیشه پس کلا بزارش کنار جوری ک هیچ اخباری ازش بگوشت نرسه یا مهم نباشه هرچند اگ فامیل نزدیک باشه چون مال منم فامیل نزدیک بودن هردوتاش

بعد عشق اولم ک رفت من دوباره از فامیل خاطرخواه پیدا کردم و بعد ارتباط تلفنی برقرار شد و منم عاشقش شدم واقعا بعد یکسال

سه سال ارتباطمون ادامه داشت و خانوادش دخالت کردن مانع شدن و ماهم شهرمون رو عوض کردیم همسرم تو منطقه ما زمین خرید و رفت و آمد داشت ماهم خونه سازی داشتیم تو این رفت و آمد ها آشنا شدیم و بعد ۶ماه ک اومدیم تو این شهر من ازدواج کردم درحالی ک عشق سابقم خبر نداشت و شهر دیگ دانشجو بود خوابگاه

بعد برگشتشم دید عقد کرده بودم و از دستش رفتم ریش گذاشت مثل عزادارها وبا اهالی خونشون قهر و دعوا ک چرا نگفتن بهش و اینارم مادربزرگ مشترکمون تعریف کرده برامون...

ک بدرد عمه هاش میخورد تموم کاراش دیگ من رفتم من تو حسرت خودش گذاشت تموم شد رفت حالا چ فایده؟

تقصیر خودش بود انقدر مادرو خواهراش پرش کرده بودن کل ۶ماه رو اصلا ارتباط تلفنی نداشتیم منم فک کردم همه چی تمومه موقعیت خوب بود شوهر کردم پس چیکار میکردم پیردختر میشدم😁 هنوزم مجرده و جلو چشممه من از خدامه ازدواج کنه فکرش از ذهنم بره یه چایی می برم براش هنوزم هیجان زده میشه استرس میگیره تا چایی رو برداره پیشم کم میاره منم همینطور پر از استرس و هیجانم پسر قرتی و خوش قیافه ای هم هستتعجب می کنم چرا مجرد مونده هنوز

عاشق ها با نگاه حرف میزنن واقعا راسته بخدا یه ۵ثانیه نگاهم می کنه متوجه عشقش ب خودم میشم اصلا پسره چشم هاش بهم میخندن برام تیر محبت پرت می کنن هنوز انگار

منم هنوز همون حس هارو دارم و دست خودم نیست ک کنترل کنم دوس دارم بهش بگم ک خیلی نامرده ک هم منو بدبخت کرد هم خودشو

حالا خیلی دردناکه برام واقعیت رو قبول کنم

واقعیتم اینه ک ما تا اخر عمر تو حسرت همدیگ هستیم و فقط با چشم هامون میتونیم باهم حرف بزنیم عشق دوطرفمون ب سرانجام نرسید من داشتم زندگیمو می کردم با شکست اولم کنار میومدم ک این اومد و زندگیمو عوض کرد گناهی نداشتم ۱۵سالم بود فقط اون اول اعتراف کرد

هرجایی ک من باشم نمیاد عروسیمم نیومد منو تنهایی فرستاد حجله کس دیگ.همون کسی ک حتی رنگ لباس هاش رو من انتخاب می کردم

شخصیتش و تقریبا قیافش و مدلش مثل مهدی پاکدل هست دقیقا نگاهش خندیدنش هروقت برا اون دلم تنگ بشه فیلم های مهدی پاکدل رو دان می کنم مخصوصا قسمت هایی ک سرشو میندازه پایین میخنده عاشق خندیدنش بودم خیلی ب خنگ بازیهام میخندید

امشب خیلی یادش افتادم دلم تنگ شد برا اون روزهای عالی😔😔 اشکم درومد سرتو درد نیارم عزیزم داستان من خیلی طولانی ترازاین حرفهاس و این یه چکیده بود دنیا همینقدر ادمهای کثیف داره نمیتونم باعث و بانیش رو ببخشم هرچند ک چوب خدا رو خوردن اما این منم ک باید تا اخر عمرم تا قبرم تو حسرت عشقی ک میتونستم بهش برسم و نزاشتن بسوزم ازخدا میخوام اوناهم مثل من باشن حداقل چیزهایی ک من کشیدم رو بکشن ن کمتر ن بیشتر

انصاف نیست ما خیلی همدیگرو میخواستیم و جدامون کردن


با هرکسی تن ب ازدواج نده مردهای ایرانی مثل سریالهای ایرانی با محبت و مهربون نیستن خیلی دقت کن

خداروشکر رفتن پس همیشه ریلکس کن عزیزم دنیا کلا بازی و سرگرمیه بخاطر ادمهای فرعی زندگیت غصه نخور این ...

خانم گل ازت ممنونم ک تو اون موقعیتی که من تنها تو یه اتاق دیگه نشسته بودم و غم تمام وجودمو گرفته بود خدا شمارو سر راهم گذاشت

 بهم دل داری دادی و خداروشکر اون موقعیت سخت تموم شد.ازت ممنونم انشالا خدا کمکت کنه همیشه 

اینکه گفتی عاشقا با نگاهشون حرف میزنن رو خیلی خوب درکش کردم واقعا همینه گاهی نیاز نیس حرفی بزنه انگار چشما همه رو خودش میگه 😔

والا ماها ک دختریم نباید الکی به پای کسی بشینیم ک میدونیم هیچوقت باهاش نمیتونیم یا نمیزارن ک زندگی کنیم و بنظرم شما کار درست رو کردی ک ازدواج کردی ایشالا هرروز خوشبخت‌تر بشی 

بازم ازت ممنونم و دعا کن ک خدا به من هم نگاهی بندازه 

خانم گل ازت ممنونم ک تو اون موقعیتی که من تنها تو یه اتاق دیگه نشسته بودم و غم تمام وجودمو گرفته بود ...

سلام من چون خوب حست رو درک کردم چون یه روزی مثل شما تو اتاق و سکوت تنها نشسته بودم و قلبم میومد تو دهنم و کسی نبود دلداربم بده و تو هال صدای خنده عشقم رو می شنیدم براهمین معدم از ۳جا ورم کرد و ۳سال فقط دنبال درمان معدم بودم براهمین گفتم ب من نگاه کنی و خودتو الکی حیف نکنی اگ نشده مطمئن باش لیاقتت بالاتر ازاون بوده

ازخدا میخوام به شما همسر خوش اخلاق و عالی و ب منم فرزند سالم و صالح بده ک زندگیمون تکمیل و شیرین بشه جفتمون دیگ ب عنترهای برقی فکر نکنیم😍🤲

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز