سلام به همگی قصد صحبت درباره این موضوع رانداشتم ولی گفتم بگم که خانما حواسشونو جمع کنن ومراقب باشن
دوستم دیشب بهم زنگ زد حالشم اصلا خوب نبود گفتم چی شده گفت میخواستم برم فلان جا(حدودا2ساعت راهه)پیش خواهرم...خواهرش اونجادانشجوعه بعدگفت خواهرم برام اسنپ گرفت گفت از ماشینای توراهی امنیتش بیشتره گفت اسنپ که اومد سرکوچمون رفتم که سواربشم دیدم در عقب بازنمیشه گفتم اقا لطفا این درو باز کنین اونم گفت خرابه بیاید جلو بشینید دوستم گفت منم مجبورشدم سواربشم...بعدکه راه افتادیم شروع کرد سوال پرسیدن وخودش رو معرفی کردن منم خیلی سنگین جوابشو میدادم تایهو دیدم دستش رو گرفت سمتم وگفت دستمو بگیر منم همینجوری مونده بودم خدایا این چشه وکلا خودمو زدم به اون راهو بحث وعوض کردم