من ی سقط عمد داشتم چون هم سنم کم بود هم وضع مالیم خوب نبود... حالا شوهر دهن لقم برای گرفتن مشورت ب مامانش گف.. مامانشم کل همسایع هارو پر کرد حالم ازش بهم میخوره وقتی بهش گفتم چرا گفتی گف ازت ناراحت بودم... درسته کار بدی کردم ولی اگه همون مادر شوهرم حمایت درست میکرد نگهش میداشتم.. حالا این هیچ منم ب مامانم گفتم مامانم رف کل فامیل هارو گر کرد ب زن دایی هام گف.. ب ابجی کوچیکم گف.. حالا این ابجیم چپ و راست میگه چرا کشتیش؟ اخه ب توچه... یا هرچی میشه میگه اگه الان بود ی سالش بود.. ایکاش الان بود.. لباس بچه میدوزم عه واسه بچت میدوزی؟ یا هی میگه بچه بیار یا میگم طوطیمو اذیت نکن... میگه مگه بچتع؟دلم میخواد بزنم خون بالا بیاره... هیچی نمیشه ب هیچکس گف اینا ک خونوادها مونن😭😭ایخدا من دردمو بکی بگم؟ حالا معلوم نیس همسایه ها و فامیل ها چقد پشت سرم زر زر میکنن... بچه دارم نشم ی روزی ی مدل دیگه زر زر میکنن.. اخه من ب مامانم اعتماد کردم 😭😭