آخی عزیزم چقد گناه دارن
ما هم یه بار تو انبار خونه روستاییمون مار و موش و آگاما داشتیم خلاصه بهمومن گفتن اگه موشها بمیرن مارها میرن آگاما هم خیلی خطری نداره ما انبار رو گازوئیل و نفت هرچی فکر کنی ریختیم تا از این چسب ها گذاشتیم یه بار 3 تا بچه کوچولو بهش چسبیده بودن مرده اینقد ناز بودن که فقط خدا میدونه شبش یه موش بزرگ اون بزرگه نمرد اینقدر جیغ میکشید منم کلی گریه کردم مامانم انداختش تو کوه کلی جیغ می کشید بعد چند دقیقه بابام گفت باید کشتش اینجوری زجر کش میشه مامانم دید سگی گربه ای چیزی خورده بودش طفلکو
ولی دیگه عهد بستیم چسب نگیرم آدم حس جنایتکار بودن بهش دست میده