2777
2789
عنوان

نشد ولی طوری نیست بازم شکر

155 بازدید | 16 پست

بعد جند سال دلم میخواست امسال دیگه سر زندگی خودم باشم 

ست هفت سین کامل و قشنگی هم خریدم 

تقریبا همه وسایلمم کامل 

ولی امسالم نشد 

طوری نیست 

من قید آرزومو زدم 

دیگه نشد که نشد 

ولی از وقتتش گذشت 

دیگه بشه یا نشه برام مهم نیست 

از قانون جذب یعنی سعی کردم استفاده کنم 

دعا و ذکر و گریه و هر کاری هم فک کنید کردم 

نمیشه دیگه چیزی که نخواد بشه نمیشه 

 

قید همه چیو زدم خدا جون مهم نیست 

تو دلت برام نسوخت چه برسه ....


صرفا# جهت درد دل


خوشا جانی کز او جانی بیاسود 

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

چرا مهم‌نیست   دست از آرزوت برداشتی  یا اتفاق دیگه ایی افتاده

میخواستم بشه 

ولی نشد 

قیدشو زدم 

توی دلم 

گرچه یه اتفاقیه باید بیفته ولی دیگه مزه ای نداره 

بعد هزاررخون دل خوردن

خوشا جانی کز او جانی بیاسود 
عزیزم من ۳۳ یک ازدواج خیلی خیلی خیلی خوب داشتم. این خیلی خودم نمیگم تمام اطرافیانم میگن. بابای مغز ...


جانم عزیزم خوشبخت باشی 

عزیزجان بابای معز بادومم هست 

اتفاقا خیلی ام دوسش دارم و زندگیم خوبه 

ولی 

۴ ساله جور نمیشه برم سر زندگیم 

خیلی اذیت شدم

خوشا جانی کز او جانی بیاسود 
جانم عزیزم خوشبخت باشی  عزیزجان بابای معز بادومم هست  اتفاقا خیلی ام دوسش دارم و زندگیم ...

ما یک سال جنگیدیم شد.

یه خاطره بگم از شب عید

شوهر من اردیبهشت ۹۳ اومد خواستگاری مادرم گفت نه.

ولی ولکن نبود آقا.

کل سال ارتباط داشتیم و مشاور و ... تا اینا راضی بشن.

شوهر خواهربزرگم گفت شب ۲۸ اسفند بیاین شام خونه ما ، ببینیم چی کار میشه کرد.

خواهرم شام گذاشته بود.منم رییس شرکتم گفت بمون کارت دارم.برای من و چند تا از مدیرای دیگه ربع سکه عیدی خریده بود ، خلاصه دیر اومدیم خونه خواهرم.

تازه اولین قاشق گذاست دهنش بنده خدا.

مادر من زنگ زد به آبجیم، دارم برات عیدی میارم.

شوهر آبجیم از ترس مامانم کت این بنده خدارو آورد داد دستش .

چهارتاییمون کپ کرده بودیم.

شام نخورده انداختیمش بیرون .

شوهرم از پله ها رفت و مامانم با آسانسور اومد بالا.

شوهر خواهرم میگفت مامانت ببینتش ، فکر میکنه توطئه کردیم.

خلاصه به خیر گذشت.

۱۳ به در شوهر خواهرم با مامانم کلی حرف زد.

دوباره اردیبهشت ۹۴ اومدن و الان فکر کنم اون که پشیمونه شوهرمه نه مامانم  


جانم عزیزم خوشبخت باشی  عزیزجان بابای معز بادومم هست  اتفاقا خیلی ام دوسش دارم و زندگیم ...

ما یک سال جنگیدیم شد.

یه خاطره بگم از شب عید

شوهر من اردیبهشت ۹۳ اومد خواستگاری مادرم گفت نه.

ولی ولکن نبود آقا.

کل سال ارتباط داشتیم و مشاور و ... تا اینا راضی بشن.

شوهر خواهربزرگم گفت شب ۲۸ اسفند بیاین شام خونه ما ، ببینیم چی کار میشه کرد.

خواهرم شام گذاشته بود.منم رییس شرکتم گفت بمون کارت دارم.برای من و چند تا از مدیرای دیگه ربع سکه عیدی خریده بود ، خلاصه دیر اومدیم خونه خواهرم.

تازه اولین قاشق گذاست دهنش بنده خدا.

مادر من زنگ زد به آبجیم، دارم برات عیدی میارم.

شوهر آبجیم از ترس مامانم کت این بنده خدارو آورد داد دستش .

چهارتاییمون کپ کرده بودیم.

شام نخورده انداختیمش بیرون .

شوهرم از پله ها رفت و مامانم با آسانسور اومد بالا.

شوهر خواهرم میگفت مامانت ببینتش ، فکر میکنه توطئه کردیم.

خلاصه به خیر گذشت.

۱۳ به در شوهر خواهرم با مامانم کلی حرف زد.

دوباره اردیبهشت ۹۴ اومدن و الان فکر کنم اون که پشیمونه شوهرمه نه مامانم  


ما یک سال جنگیدیم شد. یه خاطره بگم از شب عید شوهر من اردیبهشت ۹۳ اومد خواستگاری مادرم گفت نه. ولی ...

  خوشبخت باشید عزیزم 

من ظرف ۲ماه نامزد کردیم و ۱ ماه بعدش عقد 

دقیقا توی عید عقد کردم  

الان رفتیم تو ۴ سال 

خسته شدم از این وضع



  


خوشا جانی کز او جانی بیاسود 
 خوشبخت باشید عزیزم  من ظرف ۲ماه نامزد کردیم و ۱ ماه بعدش عقد  دقیقا توی عید عقد ...

عزیزم

پس مشکل سر خونه و زندگی رفتنتونه.

انشالله جور میشه

بابای مغز بادوم پس حی و حاضر .

انشالله میری.

گله و شکلایت نکن .حتما خیریتی داره.

جور میشه

منم برات دعا میکنم.

انشالله سال تحویل بعد با مغز بادوم تو دلت کنار بابا مغز بادوم باشی.

دلم بادوم خواست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز