شب عیدی باشوهرم دعوام شد اساسی...گفت بریم عید دیدن پدرومادرش که تهران نیستنو رفتن ویلاشون شمال گفتم نمیام عصبی شد گفت لعنت بر ذاتو پدرومادر کسی که عصبیم میکنه...منم گفتم چرا به پدرومادرم فحش میدی وگیر دادم باز بدتر عصبی شد زد توسرم وکلی فخش بد داد دیوث وپوفیوس ...منم گعگفتم جدو آبادته حالام قهر کرد رفت نمیدونم کدوم جهنمی