توروخدا تااخر بخونید و کمکم کنید من حساسم بدبینم یا این اشغاله تهدیدم میکنه ....چهارساله باهمیم اوایل خیلی خوب بود و به خانوادش منو معرفی کرد من یه اشتباهی کردم و یچیزیو بهش دروغ کنم و یجورایی خیانت کردم ولی بعدش سه سال جبران کردم فهمیدم خیلی دوسم داره منم الان خیلی دوسش دارم ولی عوض شده بااینکه سه سال هرکارگفته کردم خودشم میگه همینو که الان دگ اعتماد داره ولی سر هربحثی اونکارو میزنه سرمو و میگه من هیچوقت باهات ازدواج نمیکنم خودتم خوب میدونی کارت یادم نمیره میدونه نمیخوام تموم کنیم چون خیلی دوسش دارم اونم داره ولی سرهربحثی میگه خدافظ
شما ولش کنی هم برمیگرده دوباره ازت فیض می بره منتها کیس جدید پیدا کرده سرگرم اونه ... من بهت پیشنهاد ...
بخدا دگ دارم خیلی عذاب میکشم به مادرش حساسه چنبارجون مادرشو قسم خورده که من عاشقتم و زندگیمی فقط الان کارم زیاد شده و اینکه شبا بازی میکنیم وگرنه هرلحظه به فکرتم درحالیکه کل روز دوبار شاید اس بده دیشبم بااینکه بازی درکار نبود رف بادوستش بیرون گف نیم ساعته میام بعداس داد ببخشید عشقم ناراحت نشو بادوستم میگردم میام حرف میزنیم بعدا
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
قسم میخوره میگه تو عشق اول اخرمی ولی منتظرم ازدواج کنی تموم بشه اگه تااونموقع خودت نری
قسم مگه تضمینه اون لحظه که قسم خورده بهت حس داره فردا با کسی می پره ..مگه تو هر ثانبهیه ی بار قسم بخوره ...عشق اصلا یعنی چی ؟باور نکن ...عشقی در کار نیست ...فقط وابسته محبتته ... شما ب شدت وابستشی الان نه اینده نه خودت نه هیچ الان برات مهم نیست ما هر چی بگیم تو حرف خودتو.می زنی...موفق باشی ...
با همه چیز درآمیز، و با هیچ چیز آمیخته مشو! که در انزوا پاک ماندن، نه دشوار است، و نه با ارزش