بیسوادان قرن 21کسانی نیستند که نمیتوانند بخوانند و بنویسند بلکه کسانی هستند که نمیتوانند اموخته های کهنه را دور بریزند و دوباره بیاموزند کتاب میخوانمچرا که زندگی مرا بسنده نیست
از چه لحاط ناراحتی؟ من الان یه خواستگار دارم 62.خودم 71 نمیدونم چکار کنم
اخه درک نمیکنه اون جوونی خودشو کرده ولی من هنو میخوام جوونی کنم گیر میده رو لباس رو همه چی دیوونم کرده
_امروز چقد تلخی؟؟ +دلتنگی ادمو مثل چایی مونده تلخ میکنه شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک.._ بی حوصلگیت واسه چیه؟ +مارا هرچه هست دگر حوصله ای نیست _چی شده؟+یجوری دلم گرفته انگار دنیام تباه شده.. _خدا بهت صبر بده +نمیشه جای صبر فقط پنج دقیقه بغلشو بده؟به چال گونش و چشاش زل بزنم.. _اسمون توام افتابی میشه +ابر اسمون ما همیشه سیاه بود دکتر.. _پس سهمت چی میشه؟ +سهم من از تموم دنیا هیچه.. _زندگی کن +زندگی کنم که تهش چی بشه؟ همینجوری این دنیا یه جوونی بهم بدهکاره.. _این حرفات فقط از رو دلتنگیه +دست خودم نیست که دلم براش تنگ میشه😔😔
روزگار همیشه بر یک قرار نمیماند؛ روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد، دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام میشود و بهار میآید.