2777
2789
عنوان

بدون عنوان/

| مشاهده متن کامل بحث + 620 بازدید | 164 پست
میمیرم براش ولی جایی تو زندگیم نداره 

نمیش ازش گذشت اما میش بی اون زندگی کرد/

ی جورایی انگار خودشو نمیخای.غم نبودشو میخای/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ست مشکی ابی/

مشکی ن

پاگشادعوتم کردن 😑

به اینا نگاه کنید                                                                    😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐         ایناهم به شما نگاه میکنن مگ نه😅خیلی جالبه منم اولش باورم نمیشد🤣🤦‍♀️
تاپیک زدم چرت و پرت گفتم حالم خوش نبود  ولی نمی خواستم توی سایت یه همچین کاری کنم

بدع گزارش بزنیم بترکع/

اینکع ناراحتی ندارع/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
مشکی ن پاگشادعوتم کردن 😑

عاها/

خب ....زرد و طوسی/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
بدع گزارش بزنیم بترکع/ اینکع ناراحتی ندارع/

کامنت نداشت 

پاکش کردم

زیادی چیز ناله ای بود  

روزگار همیشه بر یک قرار نمی‌ماند؛ روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد، دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام می‌شود و بهار می‌آید.

تف🤦🏻‍♀️

هوف/

اگ خاستی بگو چ کردی اخرش؟/

نبودی چن وقت/

چرا؟/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
غم نبودنش خیلی قشنگ تر از بودن مزخرفشه

تش میش چی؟/

هیچی/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
کامنت نداشت  پاکش کردم زیادی چیز ناله ای بود    

عاها/

فداسرت باو/

منم ازین کارا زیاد کردم/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/

اگه یه روز اتفاقی این تاپبک رو خوندی باید بگم تو تنها کسی بودی ک منو فهمیدی...میدونم دارم بیشتر راه رو تنهایی میام توهم گاهی تلاش کردی و زمین خوردی ما هردو همو بلند کردیم و نزاشتیم کسی بدونه و ببینه همیشه بهم انگیزه دادی برا همه چی وقتی از همه زندگی خسته بودم اونی ک بهم دلگرمی میداد توبودی بهت قول میدم من از تو راه و رسم دوست داشتن رو یادگرفتم وگرنه من چه میدونستم اینا چین...تو بودی ک به زندگیم جهت دادی ازت ممنونم ای دیرینه ی دلخواه❤بهت قول میدم تا زمانی ک تواناییش رو داشته باشم واسه رسیدن به تو کل تلاشمو بکنم غمی هم نیس وقتی یه راهی تهش تو باشی❤بمونه به یادگاری...شنبه ۱۳ مارس ساعت پنج و چهل و نه دقیقه ی بعداز ظهر❤❤❤

تو هفده سالگی با پسری آشنا شدم که همه خوبی های دنیا شده بودن یه قلب که تو وجودش میتپید...چشامو که می‌بندم مجسمت میکنم...دومین ماه از گرم ترین فصل سال🌱🍓🍓از اون شب دنیام بدجور به دنیات قفلی زد و مصمم میمونم تا لحظه ی دیدارت ای دیرینه ی دلخواه❤️..به قول یکی«وقتی همه کور بودن تو کردی بهم توجه..❤️شایدم یه روز برات تعریف کردم که من پشت پنجره ی اتاقت چه گریه ها که نکردم🖤گاهی وقتا فک میکنم خدا تورو تو یه بعداز ظهر قشنگ بهاری در حالی که لبخند به لب داشته و چای با هل میخورده و به صندلیش لم داده و به آهنگ خوش چشمه گوش میداده آفریده... 🍃🌻بچه ها عشق من واسه اینکه به دستش بیارم یخورده ناز داره البته نازکشم داره ها.اون هی ناز می‌کنه مام که بی تابشیم🍃میدونین مث بهترین خیالیه ک میتونین داشته باشین...مث ذوق رها کردن یه دونه بادبادک...یا مث پریدن تو آب زلال میمونه🍓🌱من یه دختر عاشقم...دختری که هیچ وقت از ابرازش عشقش خجالت نکشیده چون پیوسته اعتقاد داشته عشق مقدسه و پنهان کردنش چیزی به جز درد و زجر نداره..ولی خب همیشه به خودش آفرین گفته واسه انتخابش❤️هر چند خیلی جاهارو مجبور شده خودش تنهایی بی پناه قدم برداره....از خودم ممنونم که هر وقت خسته شدم تنها پناهگاهم خودم بودم 🫀❤️بهم میگن بی رحمی چون داستانمو نمیدونن🌈میخواهم بدانی که تو آخرین رویای روح من بوده ای❤️🌱...بچه ها این کاربر ینی بنده...دیگه عشقی نداره...گلش پژمرده شده...ماهش رفته...ولی دلم نیومد امضام رو بردارم🖤تاپیک ها مال من نیستن به جز یکیش ❤️
عاها/ فداسرت باو/ منم ازین کارا زیاد کردم/

هوووف

چی بگم

عجب روزیه امروز

روزگار همیشه بر یک قرار نمی‌ماند؛ روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد، دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام می‌شود و بهار می‌آید.

عاها/ خب ....زرد و طوسی/

زرد موجود نیس😑😶

به اینا نگاه کنید                                                                    😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐         ایناهم به شما نگاه میکنن مگ نه😅خیلی جالبه منم اولش باورم نمیشد🤣🤦‍♀️
زرد موجود نیس😑😶

مشکی سفید

زرشکی و کرم

روزگار همیشه بر یک قرار نمی‌ماند؛ روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد، دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام می‌شود و بهار می‌آید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2846

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

میشه بیایید

eli2190 | 7 دقیقه پیش
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز