فکر کن باران شبی نم نم بیاید وای نه یار مو خرمایی ات از بم بیاید وای نه
بعد عمری دست دور گردنت جای سلام بوسه با هر "دوستت دارم" بیاید وای نه
تو بپرسی عاشقم هستی چه اندازه و من هرچه بشمارم ستاره کم بیاید وای نه
از قلم موی اجاق و مینیاتور های دود چایی قوری چینی دم بیاید وای نه
در دهانش بسته باشد ، پرده ها پوشیده چشم پلک های پنجره بر هم بیاید وای نه
چشم در چشمم بریزی تا شوم مست از شراب درصد گیرایی ات کم کم بیاید وای نه
من همان پروانه ی بد پیله ی آغوش تو نوبت زندان ابریشم بیاید وای نه
کاشکی از خواب شعرم بر نخیزم تا ابد طعم لبهایت مگر دستم بیاید وای نه