سلام من داشتم از رفتار خواهر شوهر و مادر شوهرم به شوهرم گله میکردم یهو یادم اومد دربازه و همه صدام رفت پایین خونشون چندروزه خواهر شوهرم واسم تو قیافس یعنی فهمیدن؟!اگه بهم گفتن چی بگم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
آره دقیقا تو کار منم خیلی دخالت میکردن تا اینکه باهاشون دعوا کردم آدم شدن
بانو آرتمیس یه تاپیک دارن در مورد صمیمیت نشدن با خانواده شوهر
توصیه میکنم حتما بخونید خیلی خوبه
اینجا ایران است رو برای تحقیر به کار نبرید💔هیچ چیز خطرناکتر از این نیست که جامعه ای بسازیم که در آن بیشتر مردم حس کنند که هیچ سهمی در آن ندارند. مردمی که حس میکنند سهمی در جامعه دارند از آن جامعه محافظت میکنند، ولی اگر چنین احساسی نداشته باشند، ناخودآگاه میخواهند که آن جامعه را نابود کنند.- مارتین لوترکینگ
اون که نمیدونست قراره جاریمون به خواهرشوهر پیامو نشون بده
اولش یکم بینشون شکرآب شد ولی باور کن الان هم جرات نمیکنه دخالت کنه هم اینکه همش دنبال شه توجهشو جلب کنه😬
اینجا ایران است رو برای تحقیر به کار نبرید💔هیچ چیز خطرناکتر از این نیست که جامعه ای بسازیم که در آن بیشتر مردم حس کنند که هیچ سهمی در آن ندارند. مردمی که حس میکنند سهمی در جامعه دارند از آن جامعه محافظت میکنند، ولی اگر چنین احساسی نداشته باشند، ناخودآگاه میخواهند که آن جامعه را نابود کنند.- مارتین لوترکینگ