2777
2789

این مدت که عقد بودن دختره با یه مرد سن بالا اشنا میشه 

فقط انگار تنها عیب شوهرش این بوده که خیلی سر زبون اونجوری نداشته 

اما این که باهاش در ارتباط بوده خیلیییییی چرب زبون بوده 


بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

هعی_وای_من#  

با افتخار تتلیتی✌ توک با همه ب جز من مهربونی ی کمم منو نوازش کن💔  تو ک اروم جونی ی کم تو بغلت این تن خسته رو خابش کن تو ک بخای میتونی ....                                    مثلت ندیدم کاملا حست شبیه من وصله ی جون منی.   آرومه قلبم با تو انگار تو عزیزم خلسه یه روح منی💕جهنم خالیست،شیاطین همین جا روی زمین اند🔥😏😑من و تو باهم فرق داریم 😜 تو دنبال یه تیکه از کیکی 🍰 من دنبال دستور پخت شم😏🙈ن دوست دارم... ن ازت بدم میاد... میانگین که بگیری می بینی مهم نیستی :")

خلاصه اینکه رها با بدبختی خانوادشو راضی میکنه از شوهرش جدا شه 

شوهرش براش خونه خریده بوده بدبخت و داشته خونه رو به سلیقه این رها خانوم دیزاین میکرده که میفهمه زنش زیر سرش بلند شده 

آره

بازم نشد.باور کن آنقدر ها هم سخت نیست فهمیدن اینکه بعضی ها می آیندکه نمانندنباشندنبینندو تــو اگر تمامی دنیا را هم حتی به پایشان بریزی آنها تمامی بهانه های دنیا را جمع می کنندتا از بین آنها بهانه ای پیدا کنند که بروند دور شوند.که نمانند اصلا پس به دلت بسپار وقتی از خستگی های روزگار پناه بردی به هر کسی لااقل خوب فکر کن ببین از سر علاقه آمده، یا از سر … !تا دنیایت پر نشود از دوست داشتن هایِ پر بغض که دمار از روزگارت درآورد !

شوهر رها کلی دلش میشکنه و میاد بهش میگه هرررجور ک تو بخوای من درست میشم 

اما رها پاشو کرد تو یه کفش که نه که نه که نه 

پسره حتی حاضر شد ببخشش و چشمشو ببنده رو کاری ک رها کرداما رهای خر قصه ما راضی نشد ک نشد 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز