2777
2789
عنوان

بگید این حرف یعنی چی

546 بازدید | 55 پست

مادرشوهرم ی بار باشوهرم بحثش شد با منم قهر کرد  چای و غذا میخوردن تعارف نمیکرد اسم همه رو میبرد حتی اسم شوهرمم صداکرد اما منو نه 😕

یه عمه هم دارم اونم این مدلیه گاهی تعارف نمیکنه ،،عمم چندوقت پیش عمل کرد ما خبرنداشتیم بعد گفته بود کسی نیومد دیدنم ،(کلا عروسی و ایناشونم خبر نمیکنه)،ما دیر فهمیدیم ،،،چن روزپیش تو مسیر دکتر به مادرشوهرم گفتم اره عمم موقع عروسی و ایناشون ادمو دعوت نمیکنه ی تعارف نمیکنه شمام تشریف بیارید عروسی ،،اون وقت تو مریضیاش فقط میگه بهم سربزنید منو دکتر ببرید چ رویی دارن والا

منطورم به خودشم بود ک غذا میخورد جلو جمع همه رو تک تک صدا زد جز من بدبخت بی زبونو .

حالا هی توقع داره کمکش کنم دکتر برم کار کنم براش😒

بعدا اون لحظه چیزی نگفت 

 اومدیم خونش گفت عمت عروسی دعوت نمیکنه ،،شیرینیشم برات نمیفرسته ؟

گفتم ن 

بعدشم گفت عروسی نمیری خوب خوبه درعوض هدیه هم نمیبری منم گفتم اون دعوت کنه حالا اول 

منطورش چی بود؟

(البته اون روز ک غذا خوردن و تعارف نکردن بعد برادرشوهرم و  شوهرم صدام زدن و ناهار خوردم ظرفم شستم  )


امروزم به بهانه داروهاش زنگ زد بازم همینو گفت 

به خنده گفت شیرینی هم برات نمیفرسته چ عمه ایه والا 🤣🤣هرهر خندید 

ولی مشخص بود بدش اومده بود ک یادش انداختم 

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

نمیدونم انگار نتوانسته بود از خیر حرفت بگذره و هیچی نگه ، خواسته یه حرفی بزنه

من میگم این تیکه منو فهمیده ولی خواسته بگه من ب خودم نمیگیرم 

مثلا خواسته جوری وانمود کنه که خودش اصن کاری نکرده 

خودشو زده ب اون‌راه

2790
2778
2791
2779
2792