2777
2789
عنوان

آخرش چیشد😣😣

| مشاهده متن کامل بحث + 142 بازدید | 29 پست
دوتاشون یکی بودن؟😐

نه دلیلی نداشته دوتاشون یه نفر باشن چون جفتشون هم سبک بودن و خراب شدن

وقتی سالهای نوجوونی رو میگذروندم بدون اینکه خبر داشته باشم در گوشه ای از ایران متولد شدی. الان که فکر میکنم میبینم خدا قبل از اینکه دردهارو به من بده درمانش رو برام در 1500 کیلومتر دورتر آفریده بود.حکایت آشناییمون هم غریب بود. سر یه بحث ساده درباره چیزی که حتی در وجود داشتنش تردید هست. ولی اینها بهانه بود چون از روزهای اول حس کردیم در قلبمون اتفاقاتی داره میفته.تو بخاطر همه رنجهات و بی پناهیات با خدا قهر بودی و من قسم خوردم تورو دوباره با خدا آشتی بدم.من هم جسدی بودم که تازه از گور ده ساله خودش بیرون خزیده بود(چرا همه فکر میکنن توی روابط عاطفی فقط دخترا آسیب میبینن؟ ایکاش زخمای دل من هم قابل رویت بود).  تو اسیر دست جلادی بودی که از بی کسی تو نهایت استفاده رو میبرد و با زجر دادن روحی و جسمیت روح کثیفش رو ارضا میکرد. با شنیدن دردهای همدیگه گریه کردیم و با شنیدن صدای خنده همدیگه از ته دل خندیدیم.اما روزای خوشی زود گذشت و بعدش امتحانات سختی شروع شد. امتحاناتی که یه فرد عادی از پسشون برنمیومد.ولی خب ما غیر عادی بودیم. امتحان اول تو شکنجه و حبس در اطاق تاریک بود  ولی تو سرخم نکردی. امتحان من تهدید خودم و خانوادم بود و اقدامات بعدش که ... اما بهت که گفته بودم قسم من هیچ جوری نمیشکنه.امتحان بعدی چهل روز بی خبری محض بود که دردناکتر از قبلی بود.هیچ نشونی ازت نداشتم. بعد از چهل روز دربه دری که همدیگه رو پیدا کردیم تو چند تا از موهای سرت رو توی 18 سالگی سفید کرده بودی و صورت منم مثل اجساد شده بود.اوایل تنها نگرانیم تو بودی چون از خودم اطمینان داشتم. از اینکه زندگیم منو مثل یه صخره محکم بار آورده.اینکه موقع سختی ها میتونم از یه ادم احساساتی (که توی لحظات عاطفی ابایی از اشک ریختن نداره) تبدیل به فولاد سخت و بی احساس بشم. اما تو مثل غنچه بودی. کی فکرشو میکرد یه غنچه کوچیک بتونه وزیدن اینهمه تند باد وحشی رو تاب بیاره؟ اما وقتی عملکرد تورو توی اولین امتحانت دیدم فهمیدم نگرانی هام بی دلیل بوده.الانم روزارو میشماریم. از یک تا صد. تا این انتظار کشنده تموم بشه و زودتر بهم برسیم. و در این لحظات فقط میدونم اگر تمام عمر بهت محبت کنم جبران یکی از زخمهایی که بخاطر من خوردی نمیشه.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

@sweet_m_heart   چیشد آخرش 🤕

خواهر پسره هم بی تقصیر نبود گفته بود ک رل بزنیم وسط چتاشون دیگه دخترمونم رل خوشش نمیومد گفته بود ازدواج

دختر ترک تبار❤کاربری واگذار شده ست قبلا با شماره من مال دوستم بوده و در تاریخ 17/10/1400 ب دست من سپرده شد .....بانوی سرباز...اگ کاربریو خودم ساخته بودم اسمشو میزاشتم میقولی 🤣❤
خواهر پسره هم بی تقصیر نبود گفته بود ک رل بزنیم وسط چتاشون دیگه دخترمونم رل خوشش نمیومد گفته بود ازد ...

دیگه تقصیر دو طرفه بود هیچکدوم مقصر ۱۰۰ درصدی نبودن

دختر ترک تبار❤کاربری واگذار شده ست قبلا با شماره من مال دوستم بوده و در تاریخ 17/10/1400 ب دست من سپرده شد .....بانوی سرباز...اگ کاربریو خودم ساخته بودم اسمشو میزاشتم میقولی 🤣❤
آها دو تاشون تعلیق شدن؟

فعلا ک ن فقط تایپیک منو بچه ها ترکوندن

دختر ترک تبار❤کاربری واگذار شده ست قبلا با شماره من مال دوستم بوده و در تاریخ 17/10/1400 ب دست من سپرده شد .....بانوی سرباز...اگ کاربریو خودم ساخته بودم اسمشو میزاشتم میقولی 🤣❤

تعلیق شدن نیستن

دختر ترک تبار❤کاربری واگذار شده ست قبلا با شماره من مال دوستم بوده و در تاریخ 17/10/1400 ب دست من سپرده شد .....بانوی سرباز...اگ کاربریو خودم ساخته بودم اسمشو میزاشتم میقولی 🤣❤
اه اه بدم میاد سریع گزارش میزنن

اره 😁

دختر ترک تبار❤کاربری واگذار شده ست قبلا با شماره من مال دوستم بوده و در تاریخ 17/10/1400 ب دست من سپرده شد .....بانوی سرباز...اگ کاربریو خودم ساخته بودم اسمشو میزاشتم میقولی 🤣❤
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز