خانوما
دختر ده سالم امروز اومد بی مقدمه بهم گفت: من یه مامان ۱۶ ساله میخوام
من: برو به بابایی بگو برات بگیره.
من: بابایی ببین دخترم چی میگه
آناهید (دخترم): من یه مامان ۱۶ ساله میخوام با هم بزرگ بشیم
بابایی: چشم
آناهید: چرا هیچکس برای من یه مامان ۱۶ ساله نمیاره
من: حالا تو به بابا درخواستت رو بگو شاید یه زن ۱۶ ساله گرفت
من: فلانیییی (اسم شوهرم) آناهید مامان ۱۶ ساله میخواد براش بیار
بابایی:
اینم وضع منو شوهر و دخترامه