من رفتم و دیدم بلههه اقا انلاینه...
دست و پام میلرزید دقیق یادمه اوایل تیر بود اما من کل بدنم یخ زده بود از استرس نمیتونسم بهش پیام بدم گیج بودم اخه خیلی جدی گفت دیگ نمیاد و فراموشش کنم..
ولی بود
خود خودش
بهش پیام دادم اونم مونده بود چی بگه
گفتم تو مگ نگفتی میری سربازی و این حرفا
اونم اول طفره رفت گفت من رفتم اما دلم با تو بود و این حرفا (درصورتی ک با یکی دیگ هم بود)
باید ی سری چیزارو بفهمی اگر تونستی بمون نتونستی هم برو..
منم ک ادم احمق..
گفتم باشه بگو
گفت اسمم بهت دروغ گفتم گفتم خب باشه
گفت سنمم همینطور
گفتم خب چن سالته گفت ۱۸!!
گفت عکسامم دروغه اینا من نیستم این پسرخالمه
و من اسم علیرضاست و قیافمم اینه..
ی عکس فرستاد ی پسر فوق فوق زشت با پوشش افتضاح
با گفتن اینا قلبم دو تیکه شد