عید بود هرجا رفتم اشکم و دراوردن میدیدن باحرفاشون چقد ناراحت میشم ولی .... نتونستن ذات بدشونو نگه دارن
واس یه موضوع مسخره من رو قدم حساس بودم هی کلید کردن رو این موضوع
هرچند اون زخم زبونا بود که شخصیت من و ساخت الان بعد چند سال کسی جرئت نداره حرفی بهم بزنه