مامانم و دوستش بعد چند ماه که هم دیگه رو ندیدن رفتن تو پارک نشستن من و دختر دوست مامانم هم رفتیم
دختره داشت عکس ناخناشو رو گوشیش نشونم میداد و تعزیف میکرد از ناخنکارش که برم پیشش
اتفاقا ناخنکاری هم که میگفت گرون ترین خدمات شهر رو ارائه میداد در حدی که میانگین قیمت کاشت سادش 450 بود
خلاصه عکسا رو میزد جلو یهو یه عکس اومد که بغل یه مرد پیری بود
دستپاچه شد صفحه گوشیشو خاموش کرد
اومد درباره ناخن کار حرف بزنه و پیجشو نشون بده ماست مالی کنه که گوشیش زنگ خورد و اسم مخاطب هم بود : sugerm🤍
باز دستپاچه شد و یکم فاصله گرفت ازم و جواب داد
صدای گوشیش زیاد بود تا اومد سلام کنه یه صدای بوس از پشت گوشی اومد انقد بلند که منم شنیدم و بعدشم صدای پیر مرد طوری که هی با یه لحن خیلی بدیییی قربون صدقش میرفت و من حالم خیلیییی بد شد بعد از شنیدنش
الکی گوشیمو برداشتم گذاشتم دم گوشم رفتم دور تر که ینی دارم با یکی حرف میزنم
دیگه تا اخرش نرفتم پیشش حالم خیلی بد شد واقعا
بیاید تا بگم باز😣😣😣😣😣