وای بچه ها منم امروز عصر شوهرم با دخترم رفت ک ب مامان باباش سر بزنه خونه تنها بود حالمم خوب نبود کنار بخاری دراز کشیدم خوابم برد،خواب دیدم ی جن کوچیک هی میره تو زمین هی سرشو میاره بیرون ب من نگاه میکنه از خاب پریدم داشتم سکته میکردم خونه هم تاریک شده بود وای یادم میاد میترسم برم دستشویی🥴🥴🥴