2777
2789
عنوان

چیکار کنم این عمل ترک کنم😔

187 بازدید | 18 پست

معتاده گوشی شدم از ۲۴ساعت ۲۵ ساعت سرم تو گوشی 😭عینکی ام اخرش کور میشم

بیکار نیستما هم درس میخونم هم کلاس میرم  هم ولی بازم سرتو گوشی  😭😭😭😭نمیتونم ترک کنم

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

درس کی میخونی حالا  

⛔اقایان درخواست دوستی ممنوع⛔امام رضا(ع):کسی که بر ارتکاب گناه پافشاری می‌کند و از آن دست‌بردار نیست و (در عین حال) از خدای خود طلب عفو و بخشش می‌کند در حقیقت خود را مسخره کرده است.💖اگه خواستید درد دل کنید یا مشکلی داشتید نیاز به حرف زدن داشتید میتونید رو من حساب کنید البته فقط خانم ها💖

برنامه forest بریز😄😍❤️

دختری قوی باش که خودش با انتخاب ها و اعمالش، زندگی‌اش رو می‌سازه!😎🖤 عضو گروه قرمز😇❤️ وزن 22.بهمن.99: 82.200 👈🏻 26.بهمن.99: 81.200 😍😀 وزن هدف: 51❤️💕 امروز بیست و دو بهمنه؛ از همینجا قول ک برای اهدافم تمام تلاشم رو بکنم!🖤(کنکور و سلامتی)

سلام، سیامک انصاری هستم، بیا کمپ ترک اعتیاد گوشی بایا، پشیمون نمیشی، منم اصلا اولش باورم نمیشد

باز شوهر بی بهانه با ادایی کودکانه هیکل چون استوانه میکند غر غر به خانه یادم آید روز اول گردنش گج. دست و پا شل پیش بابا موش میشد سر خیش تا گوش می شد دختری افتاده بودم مهربان و ساده بودم نرم و نازک شاد و چابک چشمهایم همچوو آهو عطر موهایم چو شب بو می شنیدم از لب او : حرفهایی همچو جادو : من غلام خانه زادت جان دهم هر دم به یادت گر نیایی خانه ی من میگریزد روحم از تن بعد از آن گفتار زیبا خام گشتم من همانجا 😄 شد به پا جشن عروسی کیک و شام ودیده بوسی بعد از آن دیگر ندیدم هرگز آن اوقات بی غم قسمتم یک مرد جاانی اندکی لوس و روانی بی اراده همچو یابو پر خور و مغرور و پر رو هرکه کرد این دوره شوهر خاک بر سر گشت و حیران شد پشیمان شد پشیمان شد پشیمان 😂😂                     
سلام، سیامک انصاری هستم، بیا کمپ ترک اعتیاد گوشی بایا، پشیمون نمیشی، منم اصلا اولش باورم نمیشد

تبلیغ_ممنوع# 🤣🤣

من پایان این تاریکی را دیده ام، روشنایی در راه است... اشک هایت را نگه دار برای گریه های از سر شوق.... 
تبلیغ_ممنوع# 🤣🤣

😂😂😂😂😐😐😐

باز شوهر بی بهانه با ادایی کودکانه هیکل چون استوانه میکند غر غر به خانه یادم آید روز اول گردنش گج. دست و پا شل پیش بابا موش میشد سر خیش تا گوش می شد دختری افتاده بودم مهربان و ساده بودم نرم و نازک شاد و چابک چشمهایم همچوو آهو عطر موهایم چو شب بو می شنیدم از لب او : حرفهایی همچو جادو : من غلام خانه زادت جان دهم هر دم به یادت گر نیایی خانه ی من میگریزد روحم از تن بعد از آن گفتار زیبا خام گشتم من همانجا 😄 شد به پا جشن عروسی کیک و شام ودیده بوسی بعد از آن دیگر ندیدم هرگز آن اوقات بی غم قسمتم یک مرد جاانی اندکی لوس و روانی بی اراده همچو یابو پر خور و مغرور و پر رو هرکه کرد این دوره شوهر خاک بر سر گشت و حیران شد پشیمان شد پشیمان شد پشیمان 😂😂                     
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792