2777
2789
عنوان

😱😱😱یه خاطره ترسناک😱😱😱

| مشاهده متن کامل بحث + 1724 بازدید | 103 پست

من خیلی مرض دارم یعنی دوس دارم ببینم و خیلی فیلم ترسناک میبینم اما اتفاق نیفتاده برام

چون ایت الله بهجت یه جا گفته بود ممکنه ببینین اونارو ولی نمیتونن آسیب بزنن اگر کاریش نداشته باشید

اینکه دو ساعت پیش یک رمال تو خیابون

به زور بهم گفت بیا فالتو بگیرم

منم گفتم باور ندارم

یک دفعه یه نخ رو ده تا گره زد محکم

گفت بگیر تو مشتت اگه باز شد پول بده و حرفمو گوش کن

و باز کردم دستم دیدم یه نخ صافه بدون گره

خودمو خ،یس کردم

سردرد شدید گرفتم🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶

گرخدا یار است بر سلطان مپیچ.....  گر خدا پیچید،،صد سلطان به هیچ...برای حاجت دلم 3 تا صلوات بفرستید..‌‌‌ممنون

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خدا نکشتت دختر این یکی واقعا پشم ریزونه😂😂😂😂 احتمالا اومده بوده واسه پسرش خاستگاری😂😂😂😂

خخخ اوایل ازدواجم بود

خون میچکد از دیده در این کنج صبوری ..این صبر که من میکنم افشردن جان است

خونه یکی از فامیلای خیلی دورمون بودیم بعد خونشون دور تا دورش قبر بوووود منم ریلکس کردم خودمو رفتم بعد یهو دست شوییم گرفت 😑 بعد مشکل این جاست این دستشویی ته یک حیاط 100 متری (تو روستا بود) بعد اومدم برم دستشویی با هزار استرس یهو حس میکردم صدا ارواح میاد 🤪بعد یه چیزی احساس کردم پشتمه برگشتم محو شده بود تند رفتم تو خونه دست شوهرمو گرفتم بردم گفتم تو اینجا بمون تا من بیام 

آرامش در چشمانت 💔آرامش قبل از طوفان 💔با هر قدمت می پیچید 💔فریاد یلی در میدان 💔عاشق که شدی بی باکی 💔عشاق علی بی ترسند 💔از خاطره ات لرزانند 💔از اسم تو هم می‌ترسند 💔حاج قاسم 💔   

ی بار با دختر عموهام و دختر عمه هام رفته بودیم خونه مادربزرگم ،۱۰یا۱۲سالم بود شاید 

شب توی اتاق بابابزرگم که فوت کرده خوابیدیم در هم بستیم وقتی لامپ ها رو خاموش کردیم ی صدای از پشت شیشه میومد و میزد به شیشه ما هم از ترس نمیتونستیم از جامون بلند شیم خیلی ترسناک بود بعد یهو در باز شد ی ادم قد بلند با لباس های کاملا مشکی امد داخل ی جیغی زدم که هنجرم درد گرفت لامپ رو روشن کرد دیدم پسر عمومه ،امده بود بالش ببره😂😂😂😂دیگ هیچ وقت اونجا نخوابیدم

💪🏻💪🏻
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2833
2791
2779
2792
2108