سلام دوستان ...من 19 سالمه امسال کنکور دارم درسامم خیلی خوبه...و حدود یه سالی میشه با کسی هستم ...خانوادم مذهبی نیستن ولی با اینجور چیزا به شدت مخالفن حتی در حد چت چه برسه به ملاقات...دیروز این بنده ی خدا اومده بود بهم هدیه بده دم خونمون ...که بابام اومد و من مجبور شدم قاییمش کنم ..متوجه شد بابام و به روم نیاورد و به مامانم زنگ زد مامانمم اومد و به بابام گفت بره بیرون ...و مامانم اون بنده ی خدا رو دید و یه جوری که بابام نفهمه فرستادش بره ...امروز که بابام که مامانمو برد سرکار و اومد خونه گفت مامان برای چی گریه میکرده و چیکار کردی و خب چون نمیخواست به روم بیاره میخواست خودم بگم منم نگفتم رفت چاقو اورد و روی گردنم میکشید و یه ذره خونی شد گردنم و کلی توی صورتم مشت زد و چشمام کبود شده و خیلی نگران درسمم چون اون بنده ی خدا اصلا فکرمو درگیر نمیکرد و من همش مشغول درس بودم و این قضیه شد اش نخورده و دهن سوخته ...حالا نمیدونم برم با مشاور تحصیلیم درمیون بزارم یا نه چون اول ابروی خودم میره و موقعیتمم اصلا الان اوکی نیست واسه ی درس خوندن راهنماییم کنید بگین چیکار کنم
اخه واقعا پسر خوبیه خودش منو تشویق میکنه به درس خوندن اون اصلا به درسام لطمه نمیزنه این رفتار مامان ...
منم شرایطتو تقریبا داشتم ولی ازتو کوچیکتر بودم بابام خیلی مهربون بود و چیزی نگفت فقط بهم یه تذکر دادو گفت نکن زوده بچه ای ولی داداشم هیچ جوره اروم نمیشد الانم از خانواده پسره متنفرن حتی بعد گدشت چن سال درحالی که ما فقط درحد تماس و پیام و این چیزا باهم بودیم ولی به حرف مامانم گوش دادم باهاش تموم کردم الانم خدا یکی خیلی بهتر ازاونو سر راهم گذاشته منم مث تو کنکوریم اونم به درسم لطمه نمیزنه وخیلیم کمکم میکنه الانم اگه بدونم واسم دردسر میشه یا به درسم لطمه میزنه یاباخانواده به مشکلم بر میخورم صدرصد تموم میکنم چون هیشکی مث خانواده ادم نیمشه بدون بدیتو نمیخوان